تبلیغات اینترنتیclose
همش سر زناس

[sc:Block_Title]

[sc:Block_Description]

چند نکته را در رابطه با مطالعهٔ این بلاگ در خاطر داشته باشید:

۱. این بلاگ بر اساس وقایع حقیقی نوشته شده و به منظور شوخی و سرگرمی نمیباشد؛ این بلاگ به منظور آگاه ساختن عموم از بزرگترین سرمایه گزاری در حال حاضر در دنیا و خطرات احتمالی ناشی از برنامه های جوامع مخفی غربی در ایران و جوامع ایرانی خارج از ایران نوشته شده است.

۲. نویسندهٔ این بلاگ پیشگو نمیباشد و مقالات این بلاگ بر اساس فرضیات نوشته نشده اند. مطالب این بلاگ بر اساس برنامه های در حال گردش - و حتّی انجام شده - نوشته شده اند. از طرفی دیگر٬ مقصود نویسنده از نوشتن این بلاگ روشن کردن انگیزه و برنامه های این افراد است٬ نه فقط برنامه های به اتمام رسیده. از آنجایی که این افراد هنوز به مراد خود نرسیده اند٬ نقشه های جدیدی در سر دارند که برای شما روشن خواهم کرد. برای مثال٬ من در یکی از مقالات دربارهٔ نقشهٔ عدّه ای از مردان غربی برای استخدام مردان ایرانی به عنوان واسطهٔ جنسی و قاچاق زنان و دختران ایرانی به کشورهای غربی صحبت کردم. با اینکه تا به امروز یک مرد یا پسر ایرانی هم وجود نداشته که حاضر به انجام چنین عملی باشد٬ برای این برنامه خیلی سرمایه گزاری شده و بسیاری از آقایان غربی خیلی بیشتر از مایل به انجام آن هستند.

۳. برای درک مطلب بهتر٬ این بلاگ را از بالا به پائین بخوانید.

فقط نتیجهٔ تحقیقات است که اهمّیت دارد

نوشته شده در 15 / 8 / 1394 ساعت 01:12 توسط قادر قوّتی

 

روابط جنسی بزرگترین بخش زندگی مردان غربی را تشکیل میدهد. البتّه که منظور من عملِ روابط جنسی نمیباشد. بیشتر٬‌ فکر کردن و خیالات در مورد روابط جنسی٬ تدارک دیدن٬ حرف زدن - اگر تا به حال با یک مرد غربی رابطه کرده اید٬ خودتان بهتر میدانید که همهٔ اهل محل از تمام جزئیات رابطه تا هر کاری که این آقا با شما کرده مطّلع شده اند - و آماده-سازی بر ای روابط جنسی و عشقی است که تمام وقت و انرژی آقایان غربی را مصرف میکند. با این حال٬ با وجود این همه اهمیّتی که آقایان غربی به روابط جنسی میدهند٬ یک مسئله است که همهٔ آقایان غربی را به طور کُل سر-در-گُمِ خود کرده. این مسئله این است که چه چیزی باعث میشود که خانمی با مردی رابطهٔ جنسی بکند و نه با مرد دیگری؛ عشق‌ از کجا و از چه راهی در دل خانمها به وجود میآید؟ چه دلایلی برای یک خانم وجود دارد که به مردی توجّه و علاقه نشان بدهد ولی مرد دیگری را رد کند؟ و خیلی سؤالات دیگر از این قبیل برای مردان غربی بی-جواب مانده اند.

برای حل کردن مشکلات ذکر شده، سالانه آزمایشات و تحقیقات گسترده ای در مراکزِ تحقیقاتیِ غربی در زمینهٔ روابط جنسی و عشقی به عمل میآیند. در کنار آزمایشات علمی، مطالعهٔ آثار و مشورت با خانما و آقایان دیگر هم به دانش مردان غربی در زمینهٔ عشق٬ روابط٬ و رومَنس میافزایند. از آنجایی که آقایان غربی حسرت روابط جنسی با خانمهای ایرانی را میخورند٬ نتایج این تحقیقات تأثیر قابل توجّهی بر روابط غربیها با ایران و ایرانیان میگذارد. نتایج این آزمایشات و مطالعات تأیین میکند چه قوانینی در رابطه با ایران رد شود٬ چه تصمیماتی در رابطه با ایرانیان مقیم کشورهای غربی گرفته شود٬ و در کل٬ چه طور باییستی با ایرانیان برخورد کنند.

در چند مقالات بعدی٬ من برخی از نتایج این تحقیقات را مورد بحث و بررسی قرار خواهم داد. به علاوه٬ در این مقالات توضیح خواهم داد که عوامل غربی به چه شکلی برنامه های جنسی خود را زیر نقاب سیاست٬ مذهب٬ حمایت از حقوق بشر٬ برقراری صلح جهانی، و فعّالیتهای اقتصادی و بازرگانی پنهان میکنند.

 

 

قادر قوتی

برچسب ها : ,

خَلّاقیت

نوشته شده در 15 / 8 / 1394 ساعت 12:29 توسط قادر قوّتی

 

سالها پیش٬ یک سری تحقیقاتی در غرب به عمل آمد تا صفاتی که خانمها در آقایان میپسندند را پیدا کنند. به زبانی دیگر٬ مردانی که زیباترین دختران به آنان دل میبندند٬  از چه صفاتی برخوردار هستند؟ چه چیزی این مردان دارند که باعث میشود که این خانمهای زیبا با آنان رابطه کنند٬ و نه با آقایان دیگر؟

یکی از صفاتِ پیدا شده بر اساس این سری تحقیقات 'خلّاقیت' بود. به زبانی دیگر٬ محقّقان غربی به این نتیجه رسیدند که بیشتر احتمال دارد که خانمهای زیبا و جوان با آقایانی که از خلاقیتِ بالاتری برخوردار هستند رابطه کنند.

از آنجایی که آقایان غربی حسرت روابط جنسی و عشقی با خانمهای ایرانی را به دل دارند٬ عوامل غربی بلافاصله پس از این تحقیقات بر صدد راه اندازی نامه های تبلیغاتی در ایران برآمدند. بر اساس نتیجه-گیریهای ذکر-شده٬ یک برنامهٔ تبلیغاتی غربی این بود که تمام خانمهای ایرانی را متقاعد کنند که مردان غربی خلّاقترین مردان دنیا هستند. در کنار این برنامه٬‌ عوامل غربی قصد جلوه دادن مردان ایرانی به عنوان مردانِ ناخلّاق را داشتند. در نتیجه٬ اصل برنامهٔ تبلیغاتی غربی به این منظور شد که زنان و دختران ایرانی را متقاعد کنند که مردان ایرانی هیچ ابداعی از خود ندارند و هر چه که در ایران و بین ایرانیان مشاهده میشود تقلید از غرب است. البتّه که عوامل غربی نمیتوانستند این شایعه را به این شکل پخش کنند؛ وجود تبعیض جنسی در شایعات امکان داشت دستشان را رو کند. این دروغ که "مردان ایرانی هیچ ابداعی از خود ندارند و هر کاری که مردان ایرانی میکنند تقلید از مردان غرب است" ممکن بود مردم را مشکوک کند. در نتیجه٬ پس از مشورت نهایی٬ عوامل غربی تصمیم گرفتند شایعهٔ خود را بدون هیچگونه اشاره ای به جنسیت پخش کنند - مانند خیلی دیگر از برنامه های جنسیِ مردان غربی که فقط برای سرپوش-گذاری٬ بر هر دو جنسیت پیاده میشوند. در هر حال٬ اگر همهٔ اعضای یک گروهی در صفتی شریک باشند٬ پس مردان آن گروه هم آن صفت را خواهند داشت. پس تبلیغ نهایی مردان غربی برای اغفال کردن خانمهای ایرانی این شد: "ملّت ایرانی هیچ چیزی از خود ندارند و هر چه که از ایرانیان میبینید کُپی از غرب است."

ممکنه که باورتون نشه٬ ولی در اصل این حرف چیزی به جز یک شایعه از طرف مردان غربی نبوده. این برنامهٔ تبلیغاتی به حدّی در ایران موفّق واقع شده که بعضی ها اصلاً باورشون نمیشه که این حرف فقط یک حقّه برای روابط جنسی با خانمهای ایرانی بوده باشه. حقیقت اینه که برای این برنامه بهترین و مجرّبترین مبلّغان و کارشناسان را استخدام کرده بودند و از هر نفوذی که در هر سازمان دولتی٬ مذهبی٬ بازرگانی٬ و خیریّه داشتند سوء استفاده کردند.

با عرض خنده به آقایان غربی٬ این برنامهٔ تبلیغاتی نتیجهٔ دلخواه را به این آدمهای کف-کرده نداد. با وجود چنین شایعاتی٬ هنوز هم در جوامع غربی٬ آقایان ایرانی از جذّابت بالاتری در نزد خانمهای ایرانی برخوردار هستند؛ هنوز هم در جوامع غربی٬ خانمهای ایرانی با آقایان ایرانی رابطه و ازدواج میکنند. و بسترِ آن دسته از مردان غربی که چنین تبلیغاتی را راه-اندازی و برنامه ریزی کردند هنوز خالی مانده.

پس از اینکه برای عوامل غربی ثابت شد که تبلیغات و شایعه-پراکنی به نتیجه ای نمیرسد٬ به شگرد دیگری رو آوردند: نقشهٔ بعدی عوامل غربی این شد که تا جایی که امکان دارد آثاری که سند بر خلّاقیت مردان ایرانی هستند را از چشمِ خانمها محو کنند. به سرقت بردن آثار هنری و کشفیات ایرانیان مقیم کشورهای غربی نتیجه ای از همین ذهنیّت است. من خودم بارها و بارها شاهد بودم که آثار فرهنگی، هنری، و علمی مردان ایرانی مقیم کشورهای غربی به سرقت رفته یا تخریب شده اند. اعتقاد برخی از مردان غربی به صفتِ خلّاقیت به عنوان برگ برنده در بازی عشق حتّی باعث شده که عوامل غربی بر صدد جمع-آوری و حذف آثار فرهنگی٬ هنری٬ و باستانی ایران برآیند. لازم به ذکر است که خیلی از برنامه های 'ضد خلّاقیت' در کشورهای غربی به نام مبارزه با تروریست یا جلوگیری از نفوذ بسیجیها و آخوندها در این کشورها توجیف شده اند. یکی از بهانه های عوامل غربی برای توجیف برنامه های 'ضد خلاقیت' این بوده که امکان دارد ایرانیان - و دیگر مردان خاورمیانه - از قوّهٔ خلاقیت خود در نقشه-کشیِ برنامه های تروریستی استفاده کنند. بهانهٔ دیگر این است که امکان دارد مردان خاورمیانه محصولات و آثار هنری خود در جذب کردن پیروان برای برنامه های سیاسی و تروریستی استفاده کنند. اصلاً این حرفها را باور نکنید. حقیقت همان است که اشاره کردم. آثار فرهنگی٬ هنری٬ و تاریخی سند بر خلّاقیت یک ملّت - و٬ در نتیجه٬ مردانشان - هستند.

در کنار سرقت و تخریب آثار هنری مردان ایرانی٬ نقشهٔ دیگر مردان غربی این است که صفت خلّاقیت را در مردان و پسران ایرانی بکشند. متوجّه هستید کار به کجا کشیده؟ اوّل نقشه این بود که با منطق زنان و دختران ایرانی را متقاعد کنند که نبایستی با مردان و پسران ایرانی روابط جنسی و عشقی داشته باشند. پس از اینکه این شگرد نتیجه ای نداد٬ حالا به این فکر افتادند که از هر راه موجود استفاده کنند تا برای خانمها ثابت شود که آقایان ایرانی هیچ صلاحیتی ندارند.

در امریکا و دیگر کشورهای غربی٬ سالانه میلیاردها دلار خرج تحقیقات و آزمایشات علمی میشود تا مادّه ای کشف شود که عملکرد آن دسته از سلّولهای مغز که مسئول خلّاقیت هستند را کُند یا غیر فعّال سازد. تقریباً میشود گفت که برای هیچ کاری به اندازهٔ این برنامه سرمایه-گذاری نمیشود. و، خُب، این سرمایه-گذاری تا کنون بی نتیجه هم نبوده. مواد مختلفی کشف شده اند که در صورت استعمال از طریق دهان٬ برخی در صورت استشمام از طریق بینی٬ و برخی دیگر در صورت ورود به بدن از طریق پوست٬ در فعّالیت آن دسته از سلولهای مغز که مسئول خلّاقیت هستند اختلال ایجاد میکنند. قابل اشاره است که خلاقیت را نمیشود به طور کل از کار انداخت؛ خلّاقیت یکی از اساسیترین صفات آدمی است و عدم حسِ خلاقیت مبنی بر مرگ انسان میباشد؛ تا آدمی زنده است٬ از مقداری حس خلّاقیت برخوردار خواهد بود. با این حال٬ از مردان غربی هیچ بعید نیست که قصد داشته باشند همهٔ مردان دنیا را از بین ببرند تا با خانمها رابطهٔ جنسی بکنند.

در آخر٬ برای پیشگیری از خطر چیزخور شدن توسّط عوامل غربی٬ مهم است که مواظب فرمولها و محصولاتی که از غرب به ایرانیان معرّفی میشوند باشید. حتّی ممکن است که فرمولهای شیمیایی مانند داروهایی که برای تجویز بیماریها تجویز میشوند حاوی چنین موادّی باشند؛ حتّی امکان دارد که لوازم خانگی مانند خوشبو-کننده های هوا حاوی چنین مواد سمّی باشند. گروه تحقیقاتی من برخی از این مواد را پیدا کرده و در بلاگِ 'درمانهای طبیعی' در اختیار عموم قرار داده است. من به همه پیشنهاد میکنم که این بلاگ را از بالا به پایین با دقّت مطالعه کنند:  http://ghaudergh.blog.ir/

قادر قوتی

برچسب ها : تخریب آثار فرهنگی٬ هنری٬ و باستانی ایران,

دختر مجرّد یا زن شوهردار؟

نوشته شده در 14 / 8 / 1394 ساعت 01:38 توسط قادر قوّتی

یک مطلب است که هر مرد ایرانی باید بداند. البتّه که خیلی مطالب وجود دارند که مردان ایرانی بایستی بدانند ولی یک مطلب هست که ارزش توجّه بخصوصی دارد. این مطلب باوری است در رابطه با عشق و روابط جنسی که خیلی از مردان غربی را اسیر خود کرده. در اصل٬ این قاعده در نتیجهٔ تحقیقات محرمانه ای که برخی از محققان غربی در زمینهٔ عشق و روابط جنسی به عمل آورده بودند پدید آمد. بعدها٬ از طریقی این اطّلاعات به بیرون درز کرد و از محبوبیت خاصّی برخوردار شد.

این باور این است که اگر یک زن شوهردار با مردی به غیر از شوهر خود رابطهٔ جنسی داشته باشد٬ به احتمال خیلی قوی از معشوقهٔ خود باردار خواهد شد٬ نه از شوهرش. به زبانی دیگر٬ نُطفهٔ معشوقه در رقابت با نطفهٔ همسر برنده خواهد شد. به علاوه٬ خیلی از مردان غربی معتقد هستند که خانمها لذّت بیشتری در حین رابطهٔ جنسی با مردی به غیر از شوهرشان میبرند. من بارها و بارها شاهد بودم که مردی غربی واقعاً بر این باور بود که فرزند خانمی که با او رابطهٔ جنسی داشته به احتمال خیلی قوی بایستی فرزند خودش باشد. منطق این آقایان غربی همیشه این بوده که فقط به دلیل اینکه در رابطهٔ بلند-مدّت با خانم نبودند و خانم شوهر داشته٬ بچّه را احتمالاً از آنان باردار شده اند٬ نه از همسرشان.

به خاطر چنین باورهایی که مردان غربی دارند٬ زنان شوهردار هم به اندازهٔ دختران مجّرد ارزش سرمایه گذاری دارند. این باور اصلیترین عاملیست که برخی از مردان غربی را جذب ایران و دیگر جوامع ایرانی کرده. عدّه ای از مردان غربی - با اصلیت غیر ایرانی - بر صدد به جا گذاشتن حد اکثر نوادگان ممکن از طریق خانمهای ایرانی برآمده اند. برای این مردان٬ هیچ چیز در زندگی به اندازهٔ اولاد به جا گذاشتن اهمّیت ندارد. قابل توجّه است که این دسته از مردان چشم دیدن فرزندان مردان دیگر را ندارند - فقط دوست دارند که فرزندان خودشان بقا یابند٬ نه اولاد مردان دیگر. برای این مردان٬ دوست و دشمن هیچ فرقی با هم ندارند؛ همه رقیب - و دشمن - هستند. عدّه ای دیگر از مردان غربی هم نیازمند به محبّت و توجّه از جانب خانمها هستند. در هر صورت٬ خانمهای ایرانی مورد توجّه و پسند خاصّی از جانب مردان غربی قرار دارند. عشق آقایان غربی به خانمهای ایرانی به حدّی شدید است که هر خانم ایرانی میتواند هر مرد غربی را که اراده کند به دست آورد؛ جذب کردن آقایان غربی هیچگونه زحمتی برای خانمهای ایرانی ندارد.

به خاطر داشته باشید که وقتی مهمترین برنامهٔ مردی به جا گذاشتن حد اکثر نوادگان باشد٬ این مرد نمیتواند تمام وقت و انرژی خود را به یک زن و فرزندانی که از او دارد اختصاص دهد. پس٬ برنامهٔ این مردان غربی این است که حد اکثر خانمهای ایرانی را بدون اطّلاع همسرانشان باردار کنند تا مردان ایرانی بچّه های آنان را اشتباهاً به جای فرزندان خود بزرگ کنند.

پس اگر با کسی از غرب آشنا شدید که شما را تشویق به ازدواج کند یا سعی کند شما را متقاعد کند که رابطهٔ جنسی خارج از محدودهٔ ازدواج کار غلطی است٬ فکر نکنید که این فرد نظر به ناموس شما ندارد. اتّفاقاً٬ اگر به پُستِ رهبری از کلیسا خوردید که فقط حرف از ازدواج میزند٬ میتوانید مطمئن باشید که قصد رابطهٔ مخفیانه با زن شما را دارد.

اگر خوب دقّت کرده باشید٬ بعضی از عوامل غربی اصرار دارند که بهتر است خانمهای ایرانی که قصد مهاجرت به کشورهای غربی را دارند مجرّد تشریف نیاورند. این ممکن است بولوفِ مردان غربی و شگردی برای پنهان کردن نقشه های جنسی و عشقی آنان برای خانمهای ایرانی باشد; ولی امکان دارد بعضی از این مردان غربی واقعاً به دنبال روابط مخفیانه با خانمهای متاهّل باشند.

 

 

قادر قوتی

برچسب ها : ,

دوست دخترِ قُلّابی

نوشته شده در 14 / 8 / 1394 ساعت 01:18 توسط قادر قوّتی

اکثر مردان غربی بر این باورند که زنان و دختران به مردانی علاقه-مند میشوند که زن خوشگل داشته باشند. در حالی که همهٔ آقایان غربی - بلا استثنا - مشتاق به روابط جنسی و عشقی با خانمهای زیبا هستند٬ باور اکثر این مردان این است که خانمهای زیبا فقط به مردانی علاقه مند خواهند شد که در رابطه با خانمهای زیبا باشند. تحقیقات در جوامع غربی مکرراً ثابت کرده که اگر یک خانم زیبا را در کنار یک مرد مجرّد قرار دهند٬ خانمهای بیشتری حاضر به ملاقات این آقا خواهند شد.

 به دلیل همین نتیجه-گیری٬ سالهاست که برنامه های ملّی از طرف غربیها طرّاحی شده اند تا خانمهای بدترکیب و بدریخت غربی را از تمام ایرانیان مخفی کنند. سازمانهایی در ممالک غربی به وجود آمده اند که تمام ارتباطات و مبادلات فرهنگی و هنری غربیها با ایرانیان را تحت کنترل قرار داده اند. این مؤسسات موظّف هستند که فقط زنان و دختران زیبای غربی را به ایرانیان نشان دهند و تمام ایرانیان را متقاعد کنند که همهٔ دختران غربی خوشگل هستند. اگر به فیلمها، سریالها، و عکسهایی که از غرب برای مخاطبین ایرانی ساخته شده اند دقّت کرده باشید، هیچوقت نشده زن و دخترِ بدترکیب به ایرانیان نمایش دهند.

 البتّه که نبایستی خیلی به چشم خودتان اعتماد کنید. خانمهایی که در فیلمها و سریالهای غربی که برای ایرانیان ساخته شده اند بازی میکنند٬ با زیبایی طبیعی خود حاضر نمیشوند. بازیگران این فیلمها با گریم و آرایش مخصوص وارد صحنه میشوند و از ماهها قبل تحت بهترین رژیم غذایی و استراحت مطلق بوده اند. به علاوه٬ ویژگیهای تصویری و تکنولوژی گرافیک قیافهٔ این افراد را به کلّی عوض میکنند. عکسهایی که از خانمهای غربی در پوسترها و مجلّات نشان داده میشوند از همه بدتر هستند! با استفاده از آخرین تکنولوژی گرافیکی - که در بازار موجود نمیباشد - صورتهایی ساخته میشوند که اصلاً در حقیقت وجود ندارند. اضافه بر این٬ اگر لازم بوده برای برنامه ای یک گزارشگر یا نمایندهٔ زن از غرب با ایرانیان در تماس باشد٬ عوامل غربی همیشه مطمئن شدند که این خانم از زیباترین خانمهای موجود در مملکتشان باشد.

از طرفی دیگر٬ تا کنون نشده که غربیها زنان و دختران زیبای ایرانی را به دنیا نمایش داده باشند؛ همیشه خانمهای ایرانی را به شکل زشت به دنیا نشان داده اند و خانمهای زیبای ایرانی را از همه مخفی کرده اند. با این عمل٬ مردان غربی خیال میکنند جذّابیت مردان ایرانی کم میشود.

اعتقاد مردان غربی به لزوم زن خوشگل برای علاقه-مند ساختن خانمهای دیگر کاملاً در رفتارشان قابل مشاهده است. برای جلب کردن نظر خانمهای مورد علاقهٔ خود٬ مردان غربی حتّی حاضر به تحمّل بی-احترامی و توهین از جانب خانمهای به-ظاهر-زیبا هستند. بارها و بارها شده که یک فیلمساز غربی به خانمهای ایرانی مقیم در آن کشور پیشنهاد بازی در فیلمهای خود را بدهد. تا جایی که خانمی حاضر باشد نقش معشوقهٔ آنان را در فیلمی بازی کند، مردان غربی حاضر هستند تن به هر نوع سوء استفاده ای که این خانم زیبا میخواهد از آنان بکند بدهند و هر نوع رفتار بد و زننده ای که این خانمهای به-ظاهر-خوشگل با آنان میکنند را تحمّل میکنند. البتّه که هیچوقت قرار نبوده که این خانمها با نامهای ایرانی در فیلمهای غربی بازی کنند؛ همیشه برنامه این بوده که خانمهای ایرانی را به عنوان خانمهای غربی به ایرانیان نمایش دهند.

 

 

قادر قوتی

برچسب ها : دختران غرب,آثار هنری غرب,برنامه های ماهواره,شبکه های ماهواره,

مقام

نوشته شده در 14 / 8 / 1394 ساعت 12:20 توسط قادر قوّتی


یکی از نتایجی که محققان غربی به آن دست یافته اند این است که خانمها احساس و علاقهٔ جنسی و عشقی را نسبت به آقایانی که از خودشان پایینتر ببینند پیدا نخواهند کرد. البتّه که این یک اعتقاد جدید در غرب نمیباشد؛ قرنها است که برخی از مردان غربی به این اصل اعتقاد دارند. با این حال٬ به دلیل شایعاتی که بین ایرانیان دربارهٔ "فرهنگ تساوی زن و مرد در روابط غربی" وجود دارد٬ لازم دیدم که اشاره ای به این مطلب داشته باشم.

خلاصهٔ این اعتقاد این است که در صورتی که یک خانم، آقایی را پائینتر یا کمتر از خود ببیند، این خانم حتّی اگر سعی کند هم نمیتواند احساسِ عشق یا علاقهٔ جنسی نسبت به آن مرد پیدا کند. به همین دلیل است که سازمانها و مؤسسات غربی خیلی اصرار دارند که پُستها و مقامات بالاتر را به خانمهای ایرانی مقیم در این کشورها واگذار کنند. از طرفی دیگر٬ تا جایی که امکان داشته باشد آقایان ایرانی را در مقام پائینتری نسبت به خانمها قرار میدهند. روال معمول در جوامع غربی این است که پستهای مدیریت و نظامت به خانمهای زیبا و جوان محوّل میشوند و آقایانی که رقیب جنسی و عشقی تلقّی میشوند را تشویق به فعّالیت زیر نظر این خانمها میکنند.

البتّه که هیچ مرد غربی به چنین اعتقادی اعتراف نخواهد کرد. بر عکس٬ هروقت که بحثی دربارهٔ فرهنگ غربی و روابط زنان و مردان مطرح میشود٬ مردان غربی حرف از فرهنگ تساوی زنان و مردان و، حتّی، تمایل خانمها به اداره کردن خانواده هم میزنند.

لازم به ذکر است که جنبش فمینیستی (feminist) که در نیمهٔ دوّم قرن بیستم آغاز شد منشأ از همین اعتقاد دارد. یک مقصود از فعّالیتهای فمینیستی مخفی کردن همین اصل از بقیهٔ مردان و٬ در نتیجه٬ عدم ایجاد علاقه در خانمها نسبت به آقایان دیگر است.

و سالهاست که غربیها میخواهند چنین برنامه هایی را در ایران هم به اجراء درآورند. در واقع٬ برنامه های فمینیستی از اصلی ترین برنامه های غربیها در ایران و جوامع ایرانی خارج از ایران محسوب میشوند. 

 

 

قادر قوّتی

برچسب ها : بانوان در رهبری,جنبش فمینیسم,

نبرد بر علیه پیرمرد

نوشته شده در 13 / 8 / 1394 ساعت 11:46 توسط قادر قوّتی

اخیراً برنامه ای در ایران به رهبریِ شورشگرایان به جنبش درآمده تا بخش بخصوصی از فرهنگ ایران و ایرانیان را تغییر دهند. این برنامه که در اصل توسّط عوامل غربی طرّاحی و نقشه-کشی شده٬ مخالفت با فرهنگِ 'احترام به سالمندان' را در مرکز خود قرار داده است. لازم به ذکر است که عوامل غربی این برنامه را به این بهانه در نزد شورشگرایان توجیف کرده اند که حرمت و احترامی که ایرانیان نسبت به سالمندان قائل هستند مانع از قدرت-انداختن آخوندها - و علی الخصوص آقای خامنه ای - شده است و٬ در نتیجه٬ بایستی از فرهنگ حذف شود. آیا فکر میکنید عوامل غربی واقعاً فقط به دنبال از قدرت انداختن آخوندها باشند و هیچ نقشهٔ دیگری در سر نداشته باشند؟ من که ادّعاهای عوامل غربی را اصلاً باور ندارم.

من جزئیاتِ این کَمپِین را با دقّت مطالعه کردم. آدمهایی که عوامل غربی سعی دارند از پسران ایرانی - ونسل بعد - بسازند چیزی به جز یک جماعتِ 'مُرده-خور' نیست. نسلی که عوامل غربی سعی دارند از پسران ایرانی بسازند به هر پیر مرد یا آدم ضعیفتری زورگویی خواهد کرد. حقیقت این است که زورگویی به پیر مرد همسایه - که هیچکسی را در ایران ندارد  و فرزندانش در خارج از ایران به سر میبرند - تضمین نمیکند که توانایی آسیب رساندن به مقام رهبری را هم داشته باشند. بر عکس، چنین آدمهای عقده ای اصلاً توانایی مبارزه با آخوندها و امثال آقای خامنه ای را نخواهند داشت. فقط مردان شجاع و جسور هستند که توانایی مبارزه با مقامات  بالا و کلّه-گُنده ها را خواهند داشت؛ و زورگویی به سالمندان از مردان شجاع بعید است.

با شناختی که من از عوامل غربی دارم٬ بعید است که چنین برنامه ای را برای اهداف سیاسی طرّاحی کرده باشند. راستش را بخواهید٬ غیر ممکن است که عوامل غربی چنین برنامه ای را برای برانداختن حکومت کنونی ایران طرّاحی کنند. عوامل غربی تحصیل-کرده هستند؛ سابقهٔ حکومت-داری و تشکیل و ادارهٔ ارتش و نیروهای انتظامی را دارند. این نوع آدمها به خوبی مطلّع هستند که چنین آدمهای مرده-خوری حریف مقامات نمیشوند.

پس٬ انگیزهٔ حقیقی عوامل غربی از ایجاد کردن میلِ زورگویی به سالمندان در جوانان ایرانی چه میتواند باشد؟

به خاطر داشته باشید که این یک برنامهٔ جدّی است؛ میلیاردها دلار برای طرّاحی و راه اندازیِ این کَمپِین سرمایه-گذاری شده. عوامل غربی مصمّم هستند که از پسران ایرانی یک جماعت بی-رحم بسازند که تمایل آزار و اذیّت به هر آدم ضعیفی را داشته باشد.

نظر من اینه که هَمَش سَرِ زَناس! یعنی مردان غربی هیچ برنامه ای را بدون توجّه به روابط جنسی و عشقی به اجرا نمیگذارند.

هدف از این نوع برنامه ها فقط این است که سیستم را به شکلی تغییر دهند که حد اکثر زنان و دخترانِ ممکن به بسترشان کشیده شوند؛ هدف از برنامه های غربیها در ایران و دیگر جوامع ایرانی این است که پسران ایرانی را طوری تربیت کنند که هیچ خانم ایرانی به آنان علاقه-مند نشود.

با به یاد داشتن این اصل، قضیهٔ ذیل را در نظر داشته باشید:

سالها پیش مصاحبه ای با نویسنده ای شده بود تا علّت موفّقیت کتابشان را شرح دهند. این فرد که نویسندهٔ رُمانهای عشقی برای خانمها بودند٬ بیشترین فروش را در بازار رمان داشتند. بحث اصلی در این مصاحبه این بود که چه عاملی باعث موفّقیت این کتاب شده. چرا این همه خانم پول و وقت خود را صرف خواندن این کتاب کردند؟ بر طبق سخنان نویسندهٔ این رُمان٬ محبوبیت این کتاب به خاطر چهرهٔ نایابِ قهرمان داستان (نقش اوّل مرد) بوده. در واقع٬ خواننده های این کتاب عاشق نقش اوّل مرد داستان میشدند. حالا٬ این قهرمان از چه خصوصیاتی برخوردار بود که خانمها را شیفتهٔ خود میکرد؟ یکی از خصوصیات قهرمان این داستان این بود که با سالمندان به مهربانی برخورد میکرد. در واقع٬ بخش بزرگی از داستان به اثبات همین صفت اختصاص داده شده بود - که قهرمان به پیرزنان٬ پیرمردان٬ و آدمهای ضعیفتر از خود زورگویی نمیکند. با اینکه قهرمان این داستان یک مرد رزمنده و شجاعی بود، جلّاد نبود؛ یک جوانمرد بود ـ صفتی که خوانندگان کتاب در هیچ مردی در عمرشان ندیده بودند. علّت فروش فوق العادهٔ کتاب همین بود که خانمهای غربی داشتند برای بار اوّل در زندگی وارد زندگی مردی میشدند که به ضعیفتر از خود زورگویی نکند. هنوز هم رمانهایی از این قبیل از فروش بالایی در جوامع غربی برخوردار هستند. متأسفانه برای خانمهای غربی، چنین چهره ای را فقط در داستانها میشود پیدا کرد. مردان غربی معمولاً از دو حالت خارج نیستند: یا به حدّی ژیگول هستند که حتّی تواناییِ عصبانی شدن را هم ندارند، یا مرده-خور تشریف دارند. پس٬ داستان عشقی با چنین مردی خانمهای غربی را شیفتهٔ خود میکند.

 این مصاحبه بعد ها جمع شد و هم-اکنون قابل دسترس عموم نمیباشد. با این حال٬ عدّه ای از مردان غربی به این مصاحبه گوش دادند و برنامهٔ 'نبرد بر علیه پیر مردان' که از غرب منشأ گرفته به منظور از میان برداشتن این صفت مورد پسند خانمها طرّاحی شده.

 

 

قادر قوّتی

برچسب ها : ,

با خدا یا با شیطان؟

نوشته شده در 12 / 8 / 1394 ساعت 11:47 توسط قادر قوّتی

عوامل غربی خیلی سعی دارند که چهرهٔ شیطان را در میان ایرانیان از خود به جا بگذارند. این مسئله ارزش توجّه و پیگیری دارد زیرا که اکثر مردم غربی خود را شیطان-پرست نمیدانند. برای مثال٬ اکثر مردم امریکا مسیحی و عدّهٔ اقلّیتی هم جهود هستند. کمتر کسی در امریکا پیدا میشود که ادّعای شیطان-پرستی بکند - مگر اینکه خیلی ثروتمند یا از هیچکسی واهمه نداشته باشد.  با این حال٬ اصرار بسیار زیادی از جانب عوامل امریکایی مشاهده میشود که همهٔ ایرانیان جماعت امریکایی را به چشم شیطان-پرست نگاه کنند.

حالا چرا شیطان پرست؟

چه انگیزه ای ممکن است برای پخش چنین شایعاتی بین ایرانیان وجود داشته باشد؟ به خاطر داشته باشید که چنین شایعاتی را در دیگر جوامع غربی پخش نمیکنند.


از اینجا شروع میکنم که رُمانهای عشقی از محبوبیت بسیار زیادی در نزد خانمهای غربی برخوردار هستند. یک وجه مشترک بین محبوبترین رمانهای عشقی 'قهرمان شیطان' در داستان است. در محبوبترین رمانهای عشقی، نقش اوّل مرد داستان - که نقش اوّل زن عاشق او میشود - معمولاً به عنوان یک شیطان توصیف میشود. این یک سنّت کهن در رمان-نویسی است و هیچ تعجّب-آور نیست که همیشه آقایان غربی سعی کردند برای علاقه-مند ساختن خانمهای ایرانی خود را شیطان جا بزنند.

 

 

قادر قوّتی

برچسب ها : نتایج تحقیقات غربی در زمینهٔ عشق و روابط جنسی,شیطنت غربیها,

نتیجهٔ همکاری با عوامل غربی

نوشته شده در 23 / 7 / 1394 ساعت 10:00 توسط قادر قوّتی

آقایی را میشناختم که سالیانِ سال بود که خارج از ایران برای مقامات و عوامل سیاسی و مذهبیِ غربی فعّالیت میکرد. البتّه که فعّالیتهای ایشان از نوع فرهنگی و سیاسی بود٬ نه از نوع دیگری. به علاوهٔ خودش٬ پدر و مادرش هم از عوامل بسیار وفادارِ غربی بودند و تمام عمر و زندگی خود را به خدمت به عوامل سیاسی و مذهبی غربی اختصاص داده بودند. هیچ جایی برای شک و تردید در وفاداری و خدمت خالصانهٔ این خانواده به سیاستمداران و رهبران آیین غربی وجود نداشت.

ظاهراً، سازمانی که این خانواده برایش فعّالیت میکرد مسئول برگزاری برنامه های سیاسی و فرهنگی برضد ایران و ایرانیان مقیم داخل و خارج از ایران بود. متأسفانه برای پسر این خانواده٬ برای به انجام رساندن عملیات این سازمان، این آدم به خیلی از ایرانیان لطمه زده بود؛ خیلی از ایرانیان را از خود زده کرده بود. شاکی از این آقا زیاد بود ـ همه تشنه به موقعیتی برای تلافی. از طرفی دیگر، این آدم به خیلی دیگر از جنایات و خیانتها دست زده بود که کمتر کسی از آنان اطّلاعی داشت. فاش شدن اعمال او به قیمت جانش تمام میشد. ولی، خُب، موقّتاً ـ و فقط به یک دلیل خاصّی - دهان "دوستان" غربی او قفل بود.

لازم به ذکر است که دوستان فرصت-طلب غربی این آقا دلیل خاصّی برای راز نگه-داری داشتند. اعمال این پسر باعث شد که فکر سوء استفاده و اخّاذی به سر همکارانش بزند. در صورت فاش شدن برخی از جنایات این سازمان، فقط این دوست ما بود که در خطر میاُفتاد، نه کس دیگری. بقیهٔ عوامل صاحب پُستهای سیاسی بودند، قدرت و نفوذ داشتند، لشکری پشت آنان بود؛ چیزی برای از دست دادن نداشتند. با در دست داشتن چنین موقعیتی، مافوقانِ این جوان تصمیم گرفتند برنامه ای که سالیان سال در انتظارش بودند را به اجراء بگذارند. داستان هیجان-آوری است  - پس بخوانید:

روزی رسید که پس از سالها "رفاقت" و همکاری در زمینه های سیاسی و مذهبی با این عوامل غربی٬ این جوان متوچّه شد که اربابان غربی او به خانم او نظر دارند. نه یک نفر از آنان٬ نه دو نفر از آنان - بلکه چند نفر از مافوقان غربی او به خانمش نظر داشتند. البتّه٬ این را هم در نظر داشته باشید که این چند نفر رقابتی با هم سر خانم رعیتشان نداشتند؛ هیچکدام از این افراد قصد از هم پاشیدن این خانواده یا وصلت با خانم دوست ما را نداشتند. بر عکس٬ برای این مردان بهتر بود که این زن و شوهر وصلت خود را حفظ کنند و در حالی که خانم شوهر دارد با او رابطهٔ جنسی بکنند - چند نفری٬ با هم٬ با خانم رابطهٔ جنسی بکنند؛ بدون استفاده از کاپوت یا هیچگونه وسیله برای جلوگیری از بارداری.

ممکن است این داستان برای بعضیها تخیّلی به نظر برسد؛ ولی باور کنید که این مرد بیچاره به کُل به دام افتاده بود. هیچ راهی برای فرار نداشت. عوامل مورد بحث از کلّه-گنده های غربی بودند و قدرت و نفوذ سیاسی داشتند. پس، این دوست ما اصلاً توانایی انتقام-گیری از بی معرفتی همکاران خود را نداشت. شکایت به پلیس هم نتیجه ای نمیداد - چون در جوامع غربی کسی به خاطر مردم عامّی جلوی کلّه-گنده ها وانمیسته. در واقع٬ ارزش جونشو نداره که وایسته. از طرفی دیگه٬ تغییر شغل هم امکان-پذیر نبود. اوّلاً که در جوامع غربی٬ غیر ایرانیان به ایرانیان کار نمیدهند. دوّماً٬ این آقا به دلیل فعّالیتهایی که برای این سازمان کرده بود بین ایرانیان شاکی زیاد داشت. در جریان هستید که اربابان غربی او خوب میدانستند برای خانمِ چه کسی نقشه بکشند.

متأسفانه برای این دوست غیرتی ما٬ عوامل غربی آدمهایی نیستند که به راحتی جا بزنند. عوامل غربی حاضر نبودند سرمایه ای که سالیانِ سال گذاشته بودند را هدر دهند. سالیان سال زحمت نکشیده بودند که این دوست خوش-غیرت ما به آنان نه بگوید. حقیقت این است که تمام انگیزه و تلاش مردان غربی برای کسب مقام فقط برای چنین فرصتهایی است، نه برای منظور دیگری. پس عوامل غربی از مقصود خود منصرف نشدند. از تمام قدرت و نفوذی که در دست داشتند استفاده کردند تا با زن او رابطهٔ جنسی بکنند. اینجا است که مطلب جالب میشود:

مقررّات این بازی از این قرار است:

۱. شوهر خانم (دوست ما) باید تعهّد بدهد که پس از بازی زن خود را نگه دارد (هیچ جایی برای طلاق وجود ندارد). و خانم باید از این‌ تعهّد مطّلع  باشد.

۲. از هیچگونه وسیله برای جلوگیری (مانند کاندوم) استفاده نخواهد شد.

۳. شوهر خانم هم به همراه بقیّهٔ شرکت کنندگان حق وارد کردن نطفهٔ خود را خواهد داشت.

۴. شوهر خانم تعهّد میدهد که حتّی اگر همسر او از یکی دیگر از این مردان باردار شود٬ مطمئن شود که بچّه صحیح و سالم به دنیا آمده و بچّه را مانند فرزند خود بزرگ کند.

این بازی "رقابت نُطفه ای" هم نامیده میشود؛ شرکت کنندگان یکی پس از دیگری نطفهٔ خود را وارد مهبل خانم میکنند تا در آخر معلوم شود نطفهٔ چه کسی برنده میشود؛ یعنی نطفهٔ چه کسی میتواند تُخمکِ خانم را باردار کند.

همانطور که خودتان بهتر میتوانید پیش-بینی کنید٬ غیرت دوست ما به او اجازه نمیداد که به اربابان غربی خود اجازهٔ رابطهٔ جنسی با همسرش را بدهد. ولی از طرف دیگر٬ همانطور که توضیح دادم٬ راههای دیگر به روی او بسته بود. دست آخر٬ دست خانم خود را گرفت و برگشت به ایران - دست به دامنِ حاجی.

این حادثه اصلاً منصفانه به نظر نمیرسد. با اینکه اربابان و کارفرماهای غربی او فقط به دنبال روابط جنسی با خانمهای ایرانی بودند٬ این دوست ما دخالتی در این مسائل نداشت. در واقع٬ این آقا اصلاً اطّلاعی از این برنامه ها نداشت. فعّالیتهای این آقا برای این سازمان فقط از نوع سیاسی و مذهبی بودند٬ نه جنسی.

البتّه که منظور من این نیست که اگر شما هم مثل خود عوامل غربی به دنبال برنامه های جنسی باشید یا واسطهٔ جنسی برای مردان غربی بشوید٬ عوامل غربی کاری به ناموس شما نخواهند داشت - اصلا و ابدا. با اینکه من هیچ مرد ایرانی را نمیشناسم که در برنامه های قاچاق زنان و دختران ایرانی به مناطق غربی شرکتی داشته باشد یا واسطهٔ جنسی بین مردان غربی و خانمهای ایرانی شده باشد٬ با شناختی که من از مردان غربی دارم مطمئن هستم که رقابت نطفه ای را بر چنین افرادی هم اجراء خواهند کرد؛ مسلّماً از چنین افرادی آتوهای بزرگتری برای اخاذی دارند - که کار را راحتتر میکند.

این نکته را به خاطر بسپارید که این مورد یک موردِ سوا یا اتّفاقی نبود. برنامهٔ نهایی عوامل غربی این است که این برنامه را با حد اکثر افراد ممکن پیاده کنند. و مسلّماً منظور من از نوشتن این مقاله این هم نیست که هر کسی که در چنین شرایطی قرار گرفته بوده در توطئه چینی بر علیه دیگر ایرانیان شرکت داشته. اصلاً همچین برداشتی رو نکنید. به یاد داشته باشید که برنامهٔ عدّه ای از مردان غربی (با اصلیت غیر ایرانی) این است که حد اکثر نوادگانِ ممکن را از طریق خانمهای ایرانی از خود به جا بگذارند. برای این مردان هیچ چیزی در زندگی مهمتر از این نیست که اولاد از خود به جا بگذارند. این دسته از مردان چشم دیدن فرزندان مردان دیگر را ندارند؛ فقط دوست دارند بچّه های خودشان بقا پیدا کنند، و نه فرزندان مردان دیگر. رقابت سر این است که چه کسی میتواند بقایِ ابدی از طریق نوادگانِ خود داشته باشد. پس توقّع نداشته باشید که هیچگونه اُخُوّتی در کار این نوع آدمها باشد. برای این آدمها دوست و دشمن فرقی با هم ندارند؛ همهٔ شما رقیب هستید.

 

 

 قادر قوتی

برچسب ها : همکاری با عوامل غربی,رقابت نُطفه ای,

همش سر زناست

نوشته شده در 28 / 3 / 1394 ساعت 01:22 توسط قادر قوّتی

انگیزهٔ نفوذ غربیها در ایران کشف شد. تمام دعواهایی که عوامل غربی با ایران و ایرانیان دارند به یک دلیل ختم میشه:
 

همش سَرِ زَناس.

بله، درست خوندین. به جُز زنان هیچ دلیل دیگه ای برای دخالت غربیها در ایران وجود نداره.

حالا یه وقت فکر نکنین منظورم اینه که کسی دنبال یه دخترِ نجیب و خانواده-دار میگرده که باهاش تشکیل خانواده بده - ابداً. فقط خوشگلی و خوش-هیکلیِ خانمهای ایرونی  جوامع مخفیِ غربی (نظیر KKK) رو جذب ایران کرده - نه شَرم و حَیاشون.

اون چیزی که عواملِ بعضی از جوامع مخفی غربی نظیر KKK میخان اینه که با همهُ زنهای ایرونی بخوابند و بچّه هاشون رو بِندازَند سَرِ مردانِ ایرونی که براشون بزرگشون کنند. اگه فکر کنند میتونن با زن کسی بخوابند و بَچّشون رو بندازن سر شوهرش که بزرگش کنه، حتماً این کارو میکنند.

حالا یکی ممکنه بَراش این سؤال پیش بیاد: چطور میشه تو کشورهایی که آزادی جنسی هست سر زن دعوا را بندازَن؟ حقیقتِش اینه که آزادی باعث نمیشه که چشم و دل همه سیر شه. مردان غربی هوسبازترین و چشم-چرون-ترین مردان دُنیان. دلیلشَم اینه که خیلی از مردای غربی باور ندارند که زناشون براشون بمونند. یارو میدونه که زنش هر لحظه ممکنه به خاطر یه مرد دیگه ولش کنه. من خیلی زنها و دخترهایی رو اینجا دیدم که فقط به همین دلیل ساده که مرد مورد نظرشون هنوز پیدا نشده پای یکی نشستند. یارو خودش هم اینو میدونه؛ میدونه که مرد ایدآل خانم نیست و موقّتیه. میدونه که به محض اینکه طرف پیداش شه خانم گذاشته رفته. من خیلی مردها رو تو امریکا میشناسم که از روابطشون ناراضی هستند.

حالا متوجّه شدین؟ آقایون با تمام آزادیشون عقدهٔ زن دارند. حتماً باید یه  " حَرَم " بَرا خودشون درست کنند که خیالشون تخت شه. برا همینم هست که میزنن تو بازارهای خارجی. من باورم در اینه که ایراد کار از خود مرداست، نه زنا. ولی اونا اینو نمیفهمند. همش جاهای دیگه دُنبال چیزی که میخان میگردن. البتّه جامعه هم مقصّر هست. یِریز مردا رو گمراه میکنند و سعی میکنند اعتماد به نفسشون رو بیارَن پایین. اصلاً اعتماد به نفس خیلی از مردا اینجا در این ضمینه پایینه. از یه طرف دیگه، اسم مرد تو این جامعه خراب شده؛ سر همینم زنا سخت میتونن به مردا اعتماد کنن. یعنی اسم مرد رو خراب کردند؛ هم مردا با گندکاریاشون, هم اونایی که میخان بِینِ زنا و مردا تفرقه بِندازَن. اگه نمیدونید منظورم چیه، پُست " واسه دختربازا " رو بخونید.

یه مسئله دیگه رو هم در نظر داشته باشید: اکثر مردای غربی زن خوشگل میخان که بتونن پوز مردای دیگرو به خاک بمالند. یعنی از زن خوشگل برای بالا بردن موقعیّت اجتماعی خودشون استفاده میکنند. پس حق دارند که بزنند تو بازارهای خاورمیانه- چون خوشگلترین و خوش-هیکلترین زنا تو ایرانَن. زن و دختر خوشگل و خوش-هیکل اینجا کمه؛ تعداد خیلی زیادی از جمعیّت سیاه-پوستن؛ تو امریکا پُر نژادهای چشم-بادومی و چینی ژاپنیه؛ حالا سرخ-پوستاش بماند؛ یه تعدادی از زنا تو امریکا لِزبیَنَ هستند (یعنی با اکثر مردها رابطه جنسی نمیکنند). اینم بهش اضافه کنید که هر کدوم از دخترایِ امریکایی یه ایرادی دارند: یکی باسنش تخته؛ یکی سینه هاش خیلی کوچیکه؛ یکی شکم داره؛ یکی چربی بدنش زیاده و بدنش لایه لایَس. بماند چقدر ایرادهای اخلاقی دارند. ولی در عوضش ایران وفور نعمته. تن و بدنهای دخترهای ایرونی خیلی صاف و رو فُرمه. اگه فقط بتونن چند تا از اون خوشگلاشونو تخت بذارن - و به همه هم ثابت کنند - زندگیشون اینجا از این رو به اون رو میشه. کُلّی زن و دخترا اینجا باهاشون میخوابند فقط به خاطر اینکه همچون دختر خوشگلی با آقا خوابیده. اونا که نمیدونن یارو چیکار کرده. میگن ببین چی داشته که به این داده.  

 

 

قادر قوّتی

برچسب ها : نفوذ غربی در ایران,فشارهای غربیها بر ایران,مرد غربی,منافع غربی در ایران,

یک عامل که آقایان غربی را به سمت خانمهای ایرانی کشانده

نوشته شده در 28 / 3 / 1394 ساعت 01:11 توسط قادر قوّتی

هیچ جایی برای شک و تردید در انگیزۀ مردان غربی از نفوذ در ایران و دیگر جوامع ایرانی وجود ندارد: عدّه ای از مردان غربی به دنبالِ روابط جنسی با خانمهای ایرانی هستند.

عدّه ای از این مردان میخواهند با همۀ خانمهای ایرانی رابطۀ جنسی بکنند. برای این دسته از مردان، آرزوی دیرینه از هر قضیۀ دیگری مهمتر است: دور دنیا را بزنند و هر شب را با یک خانم بگذرانند.
 
 عدّه ای دیگر از این مردان تحمّل دیدن روابط بین مردان و زنان ایرانی را ندارند. برای این مردان، یا خانمی باید فقط به آنان تعلّق داشته باشد، یا به هیچ مرد دیگری. در عین حال، عدّۀ دیگری از این مردان غربی میخواهند برای خود حَرَم درست کنند و زیباترین و جوانترین خانمها را در آن حبس کنند. این نوع مردان غربی نفسشان از زن بلند میشود و نیازمند به توجّه و محبّت از جانب خانمها هستند. این نوع ذهنیتها ممکن است منجر به ایجاد تعداد زیادی خانمهای مجرّد در ایران و جوامع ایرانی در غرب شود.
 
 و دستۀ دیگری از آقایان غربی بر صدد به جا گذاشتن حد اکثر نوادگان ممکن از طریق خانمهای ایرانی برآمده اند. برای این دسته از مردان، تا جایی که بچّه ای که خانم به دنیا میاورد فرزند خودشان باشد، هیچ مسئلۀ دیگری اهمّیت ندارد.
  
برای برخی از آقایان غربی، چند مورد ذکر شده در کنار هم صدق میکنند.
البتّه که من در مورد انگیزه و اهداف مردان غربی بحث میکنم، نه آنچه که در حقیقت اتّفاق خواهد اُفتاد. من پیشگو نیستم و امیدوارم که برنامه های این مردان متجاوز به حقیقت نپیوندند.
 
حالا برگردیم به مطلب اصلی این مقاله: یک عامل که آقایان غربی را به سمت خانمهای ایرانی کشانده. در مقالات دیگر این بلاگ، من برخی از دلایل گرایش مردان غربی به سمت خانمهای ایرانی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادم. ولی در این مقاله، شایعترین و اساسی ترین عاملی که آقایان غربی را به دنبال خانمهای ایرانی انداخته را برای شما توضیح خواهم داد. 
 
از اینجا شروع میکنم که خیلی از مردان غربی روابطِ ایده آل با خانمهای غربی ندارند. یعنی، خیلی از روابط در جوامع غربی به جداییِ زوج ختم میشوند. برای خیلی از مردان غربی، هیچ رابطه ای با هیچ خانمی به جایی نرسیده؛ با خانمها صحبت میکنند، قرار میگذارند، با بعضی از خانمها رابطۀ جنسی هم میکنند، و بعد... هیچ چی! خانم دیگر جواب تلفن آقا را هم نمیدهد. در یک کلام، برای اکثر مردان غربی خانمها در رابطه نمیمانند. هر لحظه ممکن است خانم آنان را به خاطر مرد دیگری رها کند. من خیلی از آقایان را میشناسم که در-به-در به دنبال خانمی میگردند که با آنان رابطه کند – ولی کو خانوم؟ برای برخی از آقایان غربی، هیچ خانمی حاضر به رابطه با آنان نیست. خانمها فقط آنان را به عنوان یک دوست قبول دارند - نه معشوقه، دوست پسر، یا شوهر. بعضی از مردان غربی هم مرتّباً از شهری به شهر دیگر مهاجرت میکنند - بلکه خانمی در آن شهر پیدا شود که با آنان رابطه کند. به همین دلایل است که رابطه با خانمهای خارجی در جوامع غربی مرسوم است. خیلی از مردان غربی امیدوار هستند که برخلاف روابطشان با خانمهای خودی، بلکه رابطه با خانمهای خارجی به جایی برسد. این مردان مورد را در خانمها میبینند، نه در خودشان. حقیقت این است که مشکل از خودِ این مردان است، نه از خانمها.
 
دلیل اصلی گرایش آقایان غربی به خانمهای ایرانی این است که مردان غربی فکر میکنند ممکن است خانمهای ایرانی متفاوت باشند و حاضر به رابطه – و ماندن در رابطه – با آنان باشند.   

و اگر مایل به کسب اطّلاعات بیشتری دربارۀ برنامه های مردان غربی در رابطه با خانمهای ایرانی هستید، من پیشنهاد میکنم که مقالات دیگر این بلاگ را مطالعه کنید.  

 


قادر قوتی

برچسب ها : آقایان غربی,مردان غرب,مرد غربی,رابطه با آقایان غربی,

از عِلم به عشق

نوشته شده در 28 / 3 / 1394 ساعت 01:03 توسط قادر قوّتی

انگیزهٔ نفوذ غربیها در ایران و دیگر جوامع ایرانی را میشود در یک جمله خلاصه کرد: حد اکثر اولاد ممکن را از طریق خانمهایِ ایرانی از خود به جا بگذارند. مقصودِ مردان غربی این است که به هر قیمت ممکن با خانمهای ایرانی هم-بستر شوند و از آنان بچّه بیاورند. ولی چرا خانمهای ایرانی؟ چه چیزی باعث شده است که، برایِ زاد و ولد، خانمهای ایرانی را از میان تمام خانمهای دنیا انتخاب کنند؟ اصلاً، انگیزهٔ 'اولاد بسیار زیادی را از خود به جا گذاشتن' از کجا آمده است؟ 

ممکن است دلایل مختلفی برای توضیح و تفکیک سؤالات بالا وجود داشته باشد. من چند رقم از این دلایل را در مقالات دیگر مورد بحث و بررسی قرار داده ام. در این مقاله، میخواهم دلیلی که، از نظر من، مهمترین عامل جذب مردان غربی به خانمهای ایرانی است را مورد بحث و بررسی قرار دهم. به نظر من، مهمترین عاملی که خانمهای ایرانی را جذب مردان غربی کرده است 'تحقیقات علمی' است. تحقیقات علمی یکی از عوامل ایجاد انگیزهٔ بالا در مردان غربی هستند - حتّی اگر تنها عامل نباشند.   

حالا، این علم چیست و از کجا شروع شده است؟  

برای محقّقین، همیشه این سؤال مطرح بوده که 'هدف از پیدایش بشر چیست؟' 'بشر برای چه به وجود آمده است؟' 'چرا انسانها زنده هستند؟' برای رسیدن به جواب این سؤال نمیشد یک فرهنگ یا مذهب خاصّی را در نظر گرفت. چون ممکن بود گروه مورد نظر در اشتباه بوده باشد. همه مدانیم که ما انسانها صاحب ذهن هستیم. این ذهن به انسانها این قابلیّت را میدهد که به وسیلهٔ مذهب، فرهنگ، رسم و رسومات، سنّت، علم، و آموزش سبک زندگیِ خود را تغییر دهند. به زبانی دیگر، میشود از آدمها موجوداتی ساخت که در اصل به وجود نیامده اند که باشند. از طرفی دیگر، پیدا کردن وجه مشترک بین ملل مختلف هم کار سختی برای جامعه- شناسان بود. تفاوتات فرهنگی و مذهبیِ بسیار زیادی بین تژادها و ملل مختلف وجود دارد. با استفاده ازعلم و مذهب، گروهی از انسانها میتواند به حدّی تغییر کند که چندان وجه مشترکی با گروههای دیگر نداشته باشد. به علاوه، تمدّن انسانها پیچیده و پر از ریزه کاری است. بررسی کردن همهٔ ارکان جوامع بشری زمان بسیار زیادی میبرد. اینجا بود که زیست شناسان و جانورشناسان وارد این قضیه شدند.  

برخی از زیست شناسان به این نتیجه رسیده اند که انسان هم یک نوع حیوان است - فقط یک حیوان برتر و باهوشتر. پس دانشمندان به این فکر افتادند که حیوانات را به جای انسانها مورد تحقیق و بررسی قرار دهند و اگر وجه مشترکی بین تمام حیوانات وجود داشت، این وجه مشترک باید شامل انسانها هم باشد. پس اگر انسان هم یک نوع حیوان است، هدف از پیدایش آدمی هم باید با هدف حیوانات دیگر یکی باشد.   

حیوانات در وحش فقط یک هدف دارند: جُفت-گیری. همهٔ موجودات زنده فقط همین یک هدف را دارند. همهٔ موجودات زنده در طول عمر خود سعی میکنند زاد و ولد کنند و نسل بعدی را از خود به جا بگذارند. حیوانات در وحش وقت زیادی را صرفِ این میکنند که بهترین جفت را جذب خود کنند. این جفت باید از جنسی باشد که بهترین بچّهٔ ممکن را از خود به وجود آورد؛ بچّه ای که بتواند به ثمره برسد و زاد و ولد کند. این بچّه باید پُر-انرژی ترین٬ قویترین٬ و سالمترین بچّهٔ ممکن باشد که بتواند در رقابت از هم-نَسلهایِ خود جلو بزند و بیشترین اولاد را از خود به جا بگذارد. این بچّه٬ ترجیحاٌ٬ یک پسر است که بتواند بیشترین تعداد مادّه را از خود باردار کند.

پس این دانشمندان به این نتیجه رسیدند که از آنجایی که انسان هم یک نوع حیوان است٬ هدف انسان هم باید همین باشد. اینجا بود که چراغی برای خیلی از مردان غربی روشن شد که برای چه کاری به وجود آمده اند. ولی سؤالی که برای این مردان پیش آمد این بود که چه زنان و دخترانی بهترین فرزند را از خود به دنیا میآورند؟ سؤال دیگر این بود که از چه طریقی میشود این خانمها را متقاعد کرد که از این مردان بچّه-دار شوند؟

به سرعت٬ پس از این٬ تحقیقات علمی دنبال شد که پیدا کند چه زنان و دخترانی بهترین بجّه ها را به وجود میآورند. پس٬ دانشمندان تحقیقات و آزمایشات گسترده ای را بر رویِ مردم از تژادها٬ ادیان٬ و ملل مختلف به عمل آوردند تا بهترین جنس را در بَشَریت کشف کنند. نتایجِ این تحقیقات شما را شُکّه خواهد کرد. ولی٬ آماده باشید.

تحقیقاتِ علمی که در برخی از دانشگاههایِ امریکا و دیگر کشورهایِ غربی انجام گرفت به این نتیجه رسید که اکثر ایرانیان دارایِ بهترین جنس برای زاد و ولد هستند. به زبانی دیگر٬ اگر میخواهید بچّهٔ شما باهوشتر٬ زرنگتر٬ پر-انرژی تر٬ شاد و شنگول تر٬ قویتر٬ و بهتر در آید٬ بهترین جفت ممکن برای شما یک زن یا مرد ایرانی خواهد بود! قابل اشاره است که نتایج این تحقیقات برای هر دو جنسیت یکی بود. بر طبق این تحقیقات٬ در رده بندیِ نژادی٬ تژادهایِ عرب و هندی بعد از ایرانیان قرار گرفتند - با نژادهای اروپایی پائین تر از نژادهای آسیایی و نژادهای سرخ-پوست و آفریقایی پائین تر از نژادهای اروپائی.

به همین دلیل است که برخی از سرمایه-گذاران امریکائی مشاغل را از امریکا به هند و دیگر کشورهای آسیایی میبرند. این مردان٬ به بهانهٔ کار و پیدا کردن کارگر ارزان قصد رابطه با خانمهای هندی را دارند. جنگهای خاور میانه در دههٔ اخیر همه سَرِ زَنان بودند. مردان باهوش و پُر-از-انرژی و مردانی که حمایت از حقوق زنان (علی الخصوص حقوق زاد و ولدیِ زنان) را میکردند٬ همه به اتّهام فعّالیتهای تروریستی و همکاری با القاعده مورد هدف قرار گرفتند.

ایران هم هم-اکنون در جنگِ سرد است. در چنین جنگهایی٬ مغزهای متفکّر٬ قهرمانان رشته های ورزشی٬ هنرمندانِ برتر٬ و مردان قدرتمند به بهانه هایِ مختلف مورد هدف قرار خواهند گرفت. در کُل٬ هر مردی که قابلیّت رقابت جنسی و عشقی با مردان غربی را داشته باشد مورد هدف قرار خواهد گرفت.  خانمهای جوان و زیبا که برایِ بارداری مناسب هستند همه مورد هدف قرار خواهند گرفت.

به خاطر داشته باشید که مردان غربی قصد تشکیل خانواده و بزرگ کردن فرزندان خود را ندارند. این مردان فقط میخواهند اولاد بسیار زیادی را از خود به جا بگذارند. احتمالاٌ٬ برای بزرگ کردن بجّه های خود٬ از مردان ایرانی کمک میخواهند. اگر بتوانند بدون اطّلاعِ یک مرد ایرانی زن او را باردار کنند٬ شَک نداشته باشید که این کار را خواهند کرد.

یکی از شِگِردهایی که مردان غربی برای عملی کردن چنین برنامه هایی به کار گرفته اند آموزش به آقایان است. در اینجا٬ من زمان کافی ندارم که همهٔ تعالیمی که به آقایان داده میشود  را مورد بررسی قرار دهم. ولی٬ یکی از تعالیمی که به آقایان داده میشود "تئوریهای علمی" هستند که ادّعا میکنند که مردم باهوش و زرنگ بچّه-دار نمیشوند و به جایِ بچّه-داری به دنبال تحصیل و پیشرفتهای علمی و صنعتی میروند. این "نظریات علمی" مدّعی بر این هستند که آدم هرچه قدر باهوشتر باشد٬ بیشتر به دنبال کار میرود و کمتر بچّه میآورد. از طرفی دیگر٬ آدم هر چه قدر کم-هوش تر باشد٬ بیشتر بچّه میآورد. حقیقت این است که چنین "تئوریهایی" اصلاٌ تئوریهای علمی نیستند. این گفته ها٬ در اصل٬ پُراپُگَندا هستند که برای فریب دادن عموم ساخته شده اند. هدف از پخش چنین پیامهایی منصرف ساختن مردان از زاد و ولد است. این تبلیغات از نقطه ضعف مردم که دوست دارند متعلّق به دستهٔ برتر و پیشرفته تر باشند سوء استفاده میکنند. از طرفی دیگر٬ هیچ کسی دوست ندارد آدم کم-هوش و یا پَست-رفته ای تلقّی شود. به این دلایل٬ این پُراپُگَندا در جوامع غربی و جوامعی که تحت تأثیر علم غربی قرار گرفته اند مؤثّر واقع شده است.

 

 

قادر قوّتی

برچسب ها : تولید مثل در انسانها,علم غربی,زاد و ولد,

علّت پذیرش پناهندگان به کشورهای غربی

نوشته شده در 27 / 3 / 1394 ساعت 10:34 توسط قادر قوّتی

هیچ براتون این سؤال پیش اومده که چرا سازمان ملل و کشورهای غربی بعضی از ایرانیان را به پناهندگی میپذیرند٬ ولی بقیه رو نه؟ حقیقت رو بِهِتون میگم؛ ولی قبل از اون٬ بهتره که دونه به دونه دلایلی که عوامل غربی میآورند را زیر ذرّه-بین بگیریم:

اوّلین بهانه ای که برای پذیرش پناهندگی میآورند "نیروی کار" است. که به کارگر نیاز دارند؛ بر پدر هرچی دروغگو لعنت! در امریکا - و  دیگر کشورهای غربی - پُرِ از بیکاره. اینجا نیروی کار زیاده؛ کارِ  کمه. اینجا پر از آدمهاییه که حاضرند هر کاری که بگی بکنند که شکم خودشون و خانوادشون سیر شه. ولی از کار خبری نیست.

حالا یه وقت نترسینا! اگه جنگ بشه، هیچکدومشون حاضر نمیشن خونِشونو بدن.

دوّمین بهونه ای که برای پذیرش پناهندگان ایرانی در کشورهای غربی میآورند اینه که دِلِشون به حال مردم ستمـدیده (مثل اقلیّتهای مذهبی) سوخته و میخوان بِهِشون کمک کنند.

دروغ از این گنده تر نشنیدم. 

اصلاٌ همچین چیزایی تو فرهنگ غربی وجود نداره. کی براش مهمّه که چی به سَرِ دیگران میاد؟ برا دیپلماتهای غربی فقط یه سؤاله که مطرحه: "چی گیر ما میاد؟" فقط همین. هیشکی دلش به حال کس دیگه ای نسوخته.

بهونه سوّمی که دیپلماتهای غربی میآورند اینه که از طرز فکر این گروهها خوشِشون میاد.

عجب جُکی! خندم گرفت.

سیاست غربی مخالف عقاید دیانت بهائی است. درواقع٬ بهائیان ایران دشمنان مهمّی برای غربیها هستند.

بهونه بعدی که عوامل غربی میآورند اینه که دارند به آدمهای خودشون پناه میدَن. یعنی اونایی که باهاشون همکاری کردند رو قبل از اینکه گندِش دربیاد و بندازَنِشون زِندون میارَن اینورِ آب. فکر میکنید این درست باشه؟ من که فکر نمیکنم. مردم غربی نامردترین و بیمعرفتترین مردم دنیان. کارشون که باهاتون تموم بشه٬ سرتونو میکنند زیرِ آب که سَهمِتونو نَدَن.

حالا رسیدیم سرِ اصل مطلب: چرا سازمان ملل و کشورهای غربی برخی از ایرانیان را به پناهندگی میپذیرند٬ ولی بقیه را خیر؟ ممکنه دلایل مختلفی وجود داشته باشه؛ ولی برای این مقاله، دو دلیل حقیقی برای پذیرش پناهندگان در کشورهای غربی را توضیح خواهم داد - که هر دو هم به هم مربوط هستند:

۱. درست کردن راه نفوذی در ایران و ایجاد عوامل مخفی: هرکی که اومده امریکا اینو میدونه که عوامل جوامع مخفی غربی (مثل KKK) هر کاری که بِتونَن میکُنَن که دامِش بِندازَن یا یه جوری اَزَش استفاده هایِ سیاسی بکنند. 

 

 ۲. پیدا کردن چهرهٔ ملّی: جوامع مخفی غربی (مثل KKK) در خیلی از سازمانهای سیاسییِ امریکا و دیگر کشورهای غربی نفوذ دارند. در نتیجه، از قدرت و نفوذشان استفاده میکنند و روی ایرانیانی که به آن کشورها پناه آورده اند تحقیق میکنند. در نتیجهٔ تحقیقاتشون، از افکار و خلق و خوی مردم ایرونی سر در میارن. در ضمن، خیلی دیگه از مسائل داخلی مملکت هم دستشون میاد. سَرِ همین هم هست که مکالمات تلفنی و ایمیلهای ایرانیان مُقیم کشورهای غربی رو چک میکنند.

اصلاٌ به این حرفها گوش نکنین که به تروریستها مَشکوکَن. هیشکی سر جونش ریسک نمیکنه. اگه یک-در-صد شک کنند طرف ممکنه تروریست باشه٬ اصلاٌ بِهِش ویزا نِمیدَن.

خب برگردیم سر چهره ملّی:

چهرهٔ ملّی در واقع یه آدم فَرضیه که نمایانگر همهٔ مردم ایرونیه. البتّه٬ چهره ملّیِ زنان از مردان سَواست. از این چهرهٔ ملّی در جنگِ سرد و پُراپُگَندا استفاده میکنند. اگه شما هم یکی از اون ایرونیایی هستین که هنوز نمیدونَن جنگ سرد و پُراپُگَندا چی هستند، این بلاگ رو بِخونید:  http://jangesard.iran.sc/

اگه چهرهٔ ملّی غلط ازآب دربیاد، همهٔ برنامه هاشون خراب میشه. البتّه اینم بگم که جوامع مخفی غربی مثل KKK در ایران هم عواملی دارند که بَراشون تحقیق کنند.

حالا هرکی که میخاد موشِ آزمایشگاهی بِشه، تشریف بیاره امریکا.

  

 

قادر قوّتی

برچسب ها : مهاجرت به کشورهای غربی,پناهندگی,چهره ملی,

ماجرای حقیقی کشتی تایتانیک و تکرار آن برای مهاجرین ایرانی

نوشته شده در 21 / 3 / 1394 ساعت 09:52 توسط قادر قوّتی

 

ماجرای کشتی تایتانیک ماجرای خیلی جالب و آموزنده ای است. و منظور من داستان حقیقی کشتی تایتانیک است، نه داستانهای دروغینی که در خیلی از کتابها نوشته شده و در فیلمهای هالیوود به نمایش گذاشته شده. خیلی از این فیلمها و کتابها را از قصد برای پنهان کردن تاریخ و تغییر دادن نظر مردم دنیا در مورد مردان امریکایی ساخته اند. برخی از این داستانهای دروغین ادّعا میکنند که به دلیل سهل انگاری نگهبانان، کشتی تصادفاً به یک کوه یخ اصابت کرد و در اقیانوس غرق شد. حقیقت این است که کشتی را از قصد به صخره زدند تا غرق شود. از طرفی دیگر، به اندازه ای قایق نجات به همراه کشتی آورده بودند که فقط برای خانمها کافی باشد. قایقهای نجات خانمها را به امریکا آوردند و مردان طعمۀ کوسه ها در اقیانوس شدند - یا از سرما یخ زدند. 

همانطور که توضیح خواهم داد، همه چیز از قبل طرّاحی شده بود. عدّه ای از مردان قصد داشتند زیباترین خانمها را به امریکا بیاورند. برنامه این بود که عدّه ای از مردم را جلب امریکا کنند، مردانشان را در بین راه از بین ببرند، و با زنانشان همبستر شوند. ثروتمندان بهترین هدف برای این مردان بودند؛ ثروتمندان از امکانات رفاهی و آسایشی برخوردار هستند که باعث میشود زیباتر و جوانتر بمانند. در جوامع غربی، ثروتمندان کمتر دچار استرس و مشکلات دیگری میشوند که مردم عامّی از آنان رنج میبرند. به همین دلایل، کشتی مجلّلی به نام تایتانیک ساخته شد که فقط ثروتمندترین مردم توانایی تقبّل بلیط آن را داشته باشند. از طرفی دیگر، تبلیغات بسیار زیادی در انگلیس و دیگر مناطق دنیا برای امریکا پخش میکردند که امریکا بهشت است و زندگی در امریکا با زندگی در هیچ کشور دیگری قابل مقایسه نیست. تا جایی که به کشتی مربوط میشد، مسیر حرکت را به نحوی انتخاب کرده بودند که در بین راه به یک صخره اصابت کند. همانطور که مطلّع هستید، در فرهنگ غربی مرسوم است که اوّل خانمها سوار شوند - آقایان مجرّد در آخر صف قرار میگیرند. خیلی جالب است که آدم بداند به چه دلیلی فرهنگ یا رسمی به وجود آمده است. پس متجاوزین فقط به اندازه ای قایق نجات در کشتی گذاشته بودند که به اندازۀ خانمها کافی باشد، نه به اندازۀ آقایان. پس از سوار کردن همۀ خانمها، به آقایان وعده میدادند که قایقهای نجات در راه هستند و هر لحظه خواهند رسید. ولی بر طبق برنامۀ متجاوزین، قرار بود ارسال قایقهای نجات به حدّی طول بکشد تا همۀ مردان از سرما یخ بزنند. 

داستان کشتی تایتانیک یکی از باارزشترین داستانها از تاریخ غرب است. زیرا که ماجرای کشتی تایتانیک حقیقت را رُک و پوست-کنده به نمایش میگذارد: تنها چیزی که قایقهای نجات به امریکا آوردند زنان و دختران بودند، نه چیز دیگری. در اغلب موارد دیگر، چیزهای دیگری هم در کنار زنان و دختران وارد مقصد شده اند که برای توجیف برنامۀ قاچاق بهانه شده اند. در اکثر موارد مشابه، پول، طلا، جواهرات، آثار هنری، و تکنولوژی هم وارد مقصد شده اند. در برخی از موارد، مردان مهاجر حاضر بودند برای کسب کار و درآمد، حقوق ناچیزی را قبول کنند. معمولاً همین چیزها را برای توجیف برنامه های قاچاق ضمیمه میکردند.

حتّی برنامۀ غرق شدن کشتی تایتانیک را هم میخواستند به بهانۀ دین و آئین توجیف کنند. در آن زمان پیغمبری ظهور کرده بودند که قرار بود برای تبلیغ دین خود به امریکا تشریف-فرما شوند. ایشان هم قرار بود با کشتی تایتانیک همسفر شوند. از آنجایی که حضرت غیر مسیحی و غیر جهود بودند، مردانی که برنامۀ غرق شدن کشتی تایتانیک را در سر داشتند میخواستند این جنایت را به بهانۀ شهید کردن ایشان توجیف کنند. به زبانی دیگر، همۀ مردان را در دریا غرق میکنیم تا مطمئن شویم که پیغمبر هم به همراه آنان غرق شده باشند. البتّه که به پیغمبر الهام شد که نبایستی سوار تایتانیک شوند و ایشان با کشتی دیگری به امریکا رفتند. همزمان، کشتی دیگری هم راهی امریکا بود که برای طبقات پائینتر (مردمی که زن و دختر خوشگل کمتر داشتند) ساخته شده بود. نکتۀ قابل توجّه این است که با اینکه برنامۀ سفر حضرت با کشتی تایتانیک به هم خورد، برنامۀ به صخره زدن کشتی عوض نشد! پس جنایت کشتی تایتانیک به دلیل به شهادت رساندن پیغمبر نبود. 

حالا چرا من بحث کشتی تایتانیک را مطرح کردم؟

برای اینکه وقایعی مانند واقعۀ کشتی تایتانیک ممکن است برای مهاجرین ایرانی در کشورهای غربی تکرار شود. اوّلاً که خبر به دست من رسیده که هدف از باز کردن راه مهاجرت و پناهندگی آوردن خانمهای ایرانی به کشورهای غربی است، نه آقایان ایرانی. بر طبق محاسباتی که عوامل غربی کرده بودند، عوامل غربی فکر میکردند فقط خانمهای زیبا و جوان هستند که به این کشورها خواهند آمد. برای مثال، تبلیغات بسیار زیادی از جانب غربیها در ایران به عمل آمده بود که اوّل دختران را به کشورهای غربی بفرستند و پس از اینکه دختران جا افتادند، پسران را بفرستند. برنامۀ مردان غربی این بود که پس از اینکه همۀ دختران زیبا و جوان را به امریکا، کانادا، استرالیا، و اسکاندیناوی آوردند، راه مهاجرت و پناهندگی را به طور کل به روی ایرانیان ببندند. البتّه که تا کنون بیشتر زنان و دختران بودند که از ایران خارج شدند. با این حال، پسران و مردان مجرّد حدود بیست درصد از کُلِ افرادی که تا کنون از ایران خارج شده اند را تشکیل میدهند. ورود مردان ایرانی به کشورهای غربی مردان غربی را شکّه و وحشت-زده کرد. هیچکسی توقّع نداشت که مرد یا پسری وارد مملکتشان بشود. حالا، پس از ورود پسران و مردان ایرانی به کشورهای غربی، تنها راه موجود برای مردان غربی بیرون انداختن مردان ایرانی از مملکتشان است. 

سالهاست که مردان غربی در حال تدارک برنامه ای هستند تا مردان ایرانی را از ممالک خود رانده کنند. نکتۀ قابل توجّه این است که تمام این برنامه ها به نام مبارزه با تروریست یا پیدا کردن راهی برای فراری دادن آخوندها از ایران توجیف شده اند. شورشگرایان در ایران ادّعا میکنند که با همکاری دوستان غربی خود به دنبال راهی برای راندن ملّاها از ایران هستند. حقیقت این است که تمام کمکهایی که شورشگرایان ایرانی به دوستان غربی خود کرده اند در راه فراری دادن آقایان ایرانی از کشورهای غربی و برگرداندن آنان به ایران استفاده شده اند. به خاطر داشته باشید که هیچکس در دنیای غرب مشکلی با ملّاها یا اسلام ندارد. دعوا سَرِ زنان است، نه چیز دیگری. اگر هم کسی مشکلی با آخوندها یا اسلام داشته باشد، حتماً ربطی به خانمها دارد. 

با اینکه در مورد بالا از میان برداشتن مردان پس از مهاجرت به کشور مقصد انجام گرفته، در موارد دیگر وقایعی مشابه به واقعۀ کشتی تایتانیک به حقیقت پیوسته. 

برای مثال، در چند مورد گزارش شده که به مردی قول داده بودند که در صورتی که خانم خود را به کشور مقصد بفرستد، به او هم ویزای اقامت تعلّق خواهد گرفت. متأسّفانه، پس از ورود زن به کشور مقصد، به شوهر ویزا ندادند. در یک مورد بسیار دردناک، یک دختر و پسر ایرانی بودند که زندگی در ایران دیگر برایشان امکان-پذیر نبود. این زوج تصمیم گرفتند که به یک کشور غربی مهاجرت کنند. راه مهاجرت به روی دختر باز بود، ولی برای پسر خیر. بر طبق قوانین کشور مقصد، دختر میتوانست مدّتی پس از ورود برای نامزدش ویزا بفرستد. داستان به اینجا رسید که دختر به مقصد میرسد، چند ماه میگذرد، ولی از ویزا برای نامزدش خبری نمیشود. داستانی که دارم برای شما تعریف کنم، یک داستان واقعی است؛ این مورد را به خاطر بسپارید. مدّتی پس از ورود دختر، یکی مردی که نفوذ بسیار زیادی در دفاتر دولتی و سیاست آن کشور داشت برای رابطۀ جنسی به سراغ این دختر میرود. دختر حاضر به رابطه با این مرد نبود؛ دختر به فکر نامزدش بود. اینجا بود که این مرد متجاوز از نفوذ خود در سیاست سوء استفاده کرد و خانم را تهدید کرد که اگر با او رابطۀ جنسی نکند، برای نامزد او ویزایی صادر نخواهد شد. ماهها طول کشید تا برای دختر ثابت شود که این آقا خیلی سمج است و در صورتی که درخواست آقا را قبول نکند، دیگر نامزدش را نخواهد دید. به یاد داشته باشید که برگشت به ایران برای این خانم امکان-پذیر نبود. مردانی که برای خانمهای ایرانی نقشه دارند، میدانند به سراغ چه کسی بروند: کسی که به دلیل اختلافات سیاسی راه برگشت به ایران را نداشته باشد و مجبور باشد با آنان همکاری کند. فقط برای رسیدن به نامزدش، خانم معامله را قبول کرد. البتّه که مرد متجاوز با یک دفعه دست از سَرِ خانم بر نداشت؛ مرتّب مزاحم این خانم میشد و از او رابطۀ جنسی میخواست. در نهایت، خانم را تهدید کرد که اگر از او بچّه-دار نشود، دیگر نامزد خود را نخواهد دید. داستان به اینجا رسید که خانم تسلیم آقا شد (از او بچّه-دار شد) و آقا ویزا را برای نامزد او فرستاد. بچّه را در نزد یک دایه سپردند و پس از ورود پسر، خانم ادّعا میکند که پزشکان به او تذکّر داده اند که به هیچ وجه نباید بچّه-دار نشود. نکتۀ جالب اینجاست که برخی از مردم فکر میکنند دکتر بهترین دوستشان است. در حالی که دکتر این خانم فقط به دنبال پاچه-خواریِ کلّه-گنده های مملکتش بود، نه وظیفۀ پزشکی. آقای دکتر شواهد و مدارک دروغین برای شوهر خانم صادر میکرد تا آقا را متقاعد کند که بارداری برای خانم خیلی خطرناک است. با اصرار خانم، این زوج تصمیم میگیرند که کودکی را به فرزندی قبول کنند. با هماهنگی قبلی از جانب سیاستمدار، در روز ملاقات، بچّه را به پرورشگاه مورد نظر منتقل کرده و خانم فرزند خود را به "فرزندی" قبول میکند. 

پس، همانطور که مشاهده نمودید، از دید مردان غربی، تا جایی که امکان داشته باشد که یک مرد ایرانی فرزند یک مرد غربی را بزرگ کند، مشکلی با مهاجرت آقایان ایرانی به کشورهای غربی نخواهد بود. پس دیگه نشونم کسی بپرسه که چی کار کنم تا به اروپا برسم یا امریکاییها از چی خوششون میاد!

برچسب ها : مهاجرت و پناهندگی,حقوق زنان,ماجرای کشتی تایتانیک,حقوق مردان,

آیا اینترنت مکان مناسبی برای کسب و پخش اطّلاعات است؟‎

نوشته شده در 21 / 3 / 1394 ساعت 01:40 توسط قادر قوّتی

خیلی از مردم برای دریافت اطّلاعات به اینترنت مراجعه میکنند. برخی از این افراد، به سایتهای خاصّی مراجعه نمیکنند. برای این افراد، جستجو در سایتهایی مانند Google ،Facebook ،Bing ،YAHOO و غیره کافی است تا اطلاعات لازم را به دست آورند. فکر میکنید اطلاعاتی که از این طریق به دست میآیند قابل اطمینان باشند؟ من که فکر نمیکنم. نگاه کردن به اینترنت به عنوان یک شبکهٔ معتبر خبری طرز فکر بچّه-گانه ای است. حقیقت این است که هر کسی هر مطلبی که بخواهد را میتواند در اینترنت پخش کند. اصلاً گول حرفهای بعضی از سایتهای اینترنتی را نخورید که ادّعا میکنند اطّلاعات دروغین در مقالاتشان چاپ نمیشود. در حال حاضر، اینترنت پر از مطالب دروغین است. بعضی از این مطالب به اشتباه نتیجه-گیری شده اند. ولی در خیلی از موارد دیگر، مطالب دروغین و پُراپُگَندا از قصد برای فریب عموم ساخته شده اند. ایتنرنت یک وسیلهٔ خیلی قوی برای پخش اطلاعات غلط و گمراه-کننده در جنگِ روانی و جنگِ سرد است. در موقعیّت کنونیِ ایران، خیلی اشتباه است که آدم به اینترنت به چشم یک منبع اطلاعاتیِ معتبر نگاه کند؛ عوامل غربی به راحتی میتوانند شایعات خود را از طریق اینترنت پخش کنند - بدونِ اینکه ردّی از خود به جا بگذارند. 
                                               
برای مثال، ویکیپیدیا (Wikipedia) را در نظر بگیرید. ویکیپیدیا یک دانشنامهٔ آزاد است. هر کسی هر مطلبی که بخواهد را میتواند در آن بنویسد. در دانشگاههای امریکا، به تمام دانشجویان تأکید میشود که از ویکیپیدیا به عنوان منبع کسب اطلاعات استفاده نکنند. در عوض، بعضی از دانشجویانِ ایران برای کسب اطلاعات به این وبسایت مراجعه میکنند. نکته ای که این عزیزان از آن مطّلع نیسنتد این است که خیلی از صفحات ویکیپیدیا با دقّت و ذکاوت تمام توسّط کوکِلاکس کِلَن و دیگر جوامع مخفیِ غربی نوشته شده اند تا افکار عموم را به شکلی تغییر دهند که هر چه که خواستند را بتوانند از ایرانیان بگیرند و هر کاری که خواستند را بتوانند با ایرانیان بکنند. به خاطر داشته باشید: برای این آدمها فقط یک سؤاله که مطرحه: چی گیرِ ما میاد؟ همین، نه چیزِ دیگه ای. پس، به این سایتها اعتماد نکنید. 


از طرفی دیگر، این تشکیلات سیاسی میتوانند از اینترنت به عنوان یک وسیلهٔ جاسوسی استفاده کنند. هر اطلاعاتی که شما در اینترنت (یا کامپیوتر شخصیِ خود) وارد کنید ممکن است به دست این تشکیلات برسد و برعلیه شما استفاده شوند. اصلاً فکر نکنید چون آدم مهمی نیستید، کسی جاسوسیِ شما را نخواهد کرد. در جنگهایی که غربیها راه اندازی میکنند - چه جنگهای سرد، چه جنگهای گرم - هر زن یا دختری، و هر مردی که در حدّ رقابت با مردان غربی باشد احتمال دارد مورد هدف قرار بگیرد. برایِ مثال، سایت فِیسبوک (Facebook) را در نظر بگیرید. در صفحهٔ اصلیِ شما مکانی وجود دارد که نوشته است: 'چی در فکر دارید؟' به این جمله فکر کنید. دارند جاسوسیِ شما را میکنند. این سایت قصد جمع-آوریِ اطّلاعات دربارهٔ شما را دارد: اطلاعات در مورد افکار شما، احساسات شما، عقاید شما، دوستان شما، فعّالیتهای شما، سرگرمیهای شما، و غیره. با توجّه به این اطلاعات، عوامل KKK میتوانند برنامه های خود را با احتمالِ موفّقیّتِ بالایی طرّاحی کنند. صفحهٔ فیسبوک من فقط به همین دلیلِ ساده که اسرارِ عوامل غربی را فاش کردم بسته شد. من داشتم حقیقت را میگفتم. هر موقع که من لینکی در صفحهٔ فیسبوکم به بلاگهای دیگر میاَنداختم، پیامی به همراه لینکم صادر میشد که اعلام میکرد وبسایت مورد نظر ویروس دارد و خطرناک است که کسی وارد آن وبسایت شود. تمام آن مقالات از سایتهای معتبر بودند. با این حال، این پیامها برای هیچ وبلاگ دیگری از آن وبسایتها صادر نمیشد؛ این اعلامیه ها فقط برای لینکهای من در فیسبوک ظاهر میشدند. دست آخر، از ترس اینکه برنامه هایشان لو برود٬ عوامل غربی حساب من را بستند. 

البتّه که منظور من این نیست که از اینترنت نباید استفاده شود. سایتهای معتبری هم برای دریافت اطلاعات حقیقی وجود دارند.
 
نمونهٔ دیگری از استفادهٔ اینترنت در جاسوسیِ مردم گزینهٔ احساسات درGoogle میباشد. در صفحهٔ اصلیِ Google در کنار گزینهٔ جستجو٬ زیر قسمت جستجو٬ گزینه ای وجود دارد که به وسیلهٔ آن میتوانید احساس روزانهٔ خود را ابراز کنید. حالا مشکل این ویژگی در گوگل چیست؟ اشکال کار این است که دارند جاسوسیِ شما را میکنند. نرم افزارهایی وجود دارند که به طور اتوماتیک همهٔ این انتخابها را ثبت میکنند. اگر صاحب حسابی در گوگل باشید و گزینهٔ خود را پس از ورود به حساب زده باشید٬ در حساب شما ثبت خواهد شد - حتّی اگر برای شما قابل دید نباشد. حتّی اگر گزینهٔ خود را در حالی که از حسابتان خارج بودید زده باشید٬ باز هم اطلاعات ثبت خواهد شد. تمام این اطلاعات جمع-آوری شده را بعدها بر علیه شما استفاده خواهند کرد.
 
در ضمن، اینترنت مثل انسان عمل نمیکند. انسان میتواند تصمیم بگیرد به چه شکلی از اطلاعاتی که در دست دارد استفاده کند. اگر به انسانی اطلاعات بدهید، این فرد این قدرت را دارد که انتخاب کند این اطّلاعات را به چه کسی بدهد و به چه کسی ندهد. امّا کامپیوتر و اینترنت چنین قابلیتی را ندارند. با استفاده از ابزار مناسب، هر کسی امکان دارد همهٔ اطلاعات را از حسابهای اینترنتی یا کامپیوتر شما بیرون بکشد. 

به علاوه، یک hard copy از همهٔ مطالب و محتوایی که لازم دارید نگه دارید. اینترنتی کردن همهٔ فعّالیتها به عدّه ای از افراد که اینترنت را در دست دارند قدرت میدهد. اگر همهٔ کارها در اینترنت باشد، افرادی که اینترنت را در دست دارند میتوانند به هر مطلبی که به نفع برنامه های خودشان تمام میشود اجازهٔ پخش بدهند و هر مطلب و محتوایی که به ضرر خودشان تمام میشود را سانسور یا حذف کنند. البتّه که عوامل غربی به اندازهٔ کافی سیاست دارند که قبل از اینکه اعتماد شما را به دست آورند دست به این اعمال نزنند.  اگر اعتماد شما را کسب کنند و همهٔ فعالیتها به اینترنت منتقل شوند٬ در صورتی که دیگر راهی برای برگشت نباشد، رنگ واقعیِ عوامل غربی معلوم خواهد شد.  
 

 

قادر قوتی    

برچسب ها : نبرد مجازی,رایاجنگ,جنگ سایبری,اینترنت و جنگ نرم,

جنگهای فرهنگی و مذهبی که غربیها راه اندازی میکنند همه سر زنان هستند

نوشته شده در 21 / 3 / 1394 ساعت 01:29 توسط قادر قوّتی

سؤال این است: آیا جنگهایی که غربیها به نام دین٬ مذهب٬ فرهنگ٬ وایدِئولوژی راه میاَندازند واقعاً به همین دلایل هستند یا خیر؟ جنگهایی که مردانِ غربی در دههٔ اخیر در خاورمیانه راه انداختند همه به نام مبارزه با تروریست توجیف شدند. از طرفی دیگر٬  برخی از مردان غربی که از این جنگها حمایت کردند به نامِ مذهب حمایت خود را در اختیار مقامات قرار دادند. در واقع٬ خیلی از کشمکشها بین جوامع غربی و جوامع خاور میانه به نام اختلافات مذهبی بر پا میشوند. حتّی مبارزه با تروریست هم تعداد زیادی ارکان مذهبی داشته و دارد. این قانع-کننده به نظر میرسد؛ در کل٬ مردم غربی نامسلمان هستند. در امریکا٬ اکثر جمعیت مسیحی٬ و عدّهٔ اقلیتی هم جهود هستند. عقلانی به نظر میرسد که این جنگها سَرِ مذهب باشند. ولی٬ چنین برداشتی فقط از دیدِ یک فردِ ظاهربین امکان-پذیر است. اگر رفتار عوامل غربی و نحوهٔ بر پا کردن این جنگها را زیر ذرّه-بین بگیریم٬ حقایق دیگری آشکار میشوند.

پس از مشاهدهٔ نزدیکتر٬ به این نتیجه خواهیم رسید که آنچه که عوامل غربی "مردم غرب" مینامند٬ در واقع از همهٔ دسته ها و گروههای غربی نیستند. افرادی که پیشنهاد بر پا کردن این جنگها را میدهند٬ این جنگها را برنامه ریزی و نقشه کشی میکنند٬ مشتاقانه از این جنگها حمایت میکنند٬ و در این جنگها شرکت میکنند٬ فقط مردان غربی هستند٬ نه زنان.

زنان غربی نقشِ خاصّی در این جنگها بازی نمیکنند. در موارد کمی پیش آمده است که از خانمها به عنوان سخنران استفاده کرده اند؛ به عدّهٔ کمی از خانمها هم نقشهای جنبی داده شده است. ولی٬ این خانمها عدّهٔ اقلیّتی را تشکیل میدهند و معمولاً به دلیل ناچاری و نیازهای مالی و غیره حاضر به همکاری شده اند. خانمهای غربی هیچوقت به خاطرِ خودِ جنگ وارد برنامه های سیاسی و نظامی نمیشوند. همیشه نیازهای دیگر است که خانمهای غربی را وادار به همکاری میکند - و این خانمها عدّهٔ کمی هستند. افرادی که با اشتیاق کامل از این جنگها حمایت میکننند همه مردان هستند٬ نه زنان.

از طرفی دیگر٬ مشاهده شده است که آنچه که عوامل غربی ملل خاورمیانه - یا القاعده٬ طالبان٬ بسیجی ها٬ آخوندها٬ یا هر چیز دیگری ـ مینامند فقط مردانشان هستند٬ نه زنانشان. اگر یک جامعهٔ غربی به یک جامعهٔ خاورمیانه ای حمله وَر شده است٬ فقط مردان آن جامعه مورد هدف قرار گرفته اند٬ نه زنانشان. من تا کنون نشنیده ام که زنی از خاور میانه توسّط عوامل غربی کشته شده باشد. اگر خانمی کشته شده باشد٬ احتمالاً خانم مُسِنی بوده و یا خیلی بدترکیب بوده است. تا حالا شنیده نشده است که در جنگهای خاورمیانه دختر جوان و خوشگلی توسّط عوامل غربی کشته شده باشد. اگر چنین اتّفاقی افتاده باشد٬ مورد جدایی بوده و زیاد تکرار نشده است. چرا؟ برای اینکه کشتن زنان تمام زحمات مردان غربی را هدر میدهد. اگر جنگ به دلیل تفاوتات مذهبی٬ فرهنگی٬ و یا ایدئولوژی بر پا شده باشد٬ زنان و دختران هم بایستی در کنار مردان مورد هدف قرار بگیرند. اگر اختلافات سر دین و مذهب باشد٬ نباید بین زن و مرد تبعیض قائل شوند. ولی٬ در حقیقت٬ فقط مردان مورد هدف قرار میگیرند.

پس٬ حالتِ واقعیِ این جنگها از این قرار است: مردان غربی بر علیه مردان خاور میانه جنگ بر پا میکنند. جنگ با مردان است٬ نه با زنان. البتّه٬ همانطور که من در مقالات دیگر توضیح دادم٬ همهٔ فشارهایی که مردان غربی بر جوامع خاورمیانه وارد میکنند سر زنان خاورمیانه میباشند. به همین دلیل٬ با اینکه زنان در رزم مورد هدف قرار نمیگیرند٬ به نوعهای دیگری مورد هدف قرار خواهند گرفت. برای مثال٬ اگر ارزشهای فرهنگی و یا فعّالیتهای مذهبیِ خانمی مانع روابط جنسیِ او با یک مرد غربی بشود٬ آن وقت٬ مردان غربی بر صدد بر خواهند آمد که یا جلوی فعّالیتهای مذهبی او را بگیرند٬ و یا آن ارزشهای فرهنگی را از بین ببرند. ولی٬ در کُل٬ اکثر فشارهای مردان غربی بر علیه مردانِ خاورمیانه است.

مزاحمتهایی که مردان غربی بر فعّالیتهای مذهبی مردان خاورمیانه ایجاد میکنند یکی از نکاتِ اساسی است که ارزش تجزیه و تحلیل دارد. مزاحم فعّالیتهای مذهبی مردان خاورمیانه شدن یکی از روال معمول در این جنگها است. وقت نماز مزاحم دُعا شدن٬ گردهمایی ها و جلسات را به هم زدن٬ کتابها و متون مذهبی را توقیف کردن و سوزاندن٬ و جلوگیری از تولید فیلمهای مذهبی٬ مقالات٬ و برنامه های آ‌موزشی مذهبی از جمله اذیّتهای رایج در کشمکشهایی است که مردان غربی بر علیه مردان خاورمیانه بر پا میکنند. 

نکتهٔ قابل ملاحضهٔ دیگر این است که مردان غربی چنین مزاحمتهایی را فقط برای مردان مذهبی ایجاد میکنند٬ نه برای مردانی که اعتقادشان ضعیف باشد یا اصلاً ایمان نداشته باشند. اگر واقعاً همانطور که غربیها ادّعا میکنند جنگشان به دلیل دین و مذهب میبود٬ یایستی به مردانی که اعتقادی ندارند فشار بیشتری میآوردند. قاعدتاً٬ تبدیل کردن مردانی که ایمان قوی ندارند خیلی راحتتر است. مردی که اعتقادش ضعیف باشد٬ احتمالاً٬ به خاطر پول٬ مسکن٬ کار٬ و یا امتیازات دیگر به آن گروه مذهبی پیوسته است - نه با خاطر عقاید و اعتقادات. این امتیازات را مردان غربی هم میتوانند به این نوع افراد بدهند و آنان را تبدیل کنند. در هر صورت٬ تبدیل کردن مردی که ایمان قوی ندارد خیلی راحتتر از تبدیل کردن مردی است که از ایمان قوی برخوردار است. به علاوه٬ تبدیل کردن مردم نه-چندان-مذهبی در اوّلِ جنگ تعداد افراد دشمن را هم کاهش میدهد و باعث میشود که در زمان مقابله با دشمن واقعی با تعداد کمتری رو-در-رو شوند.

اطلاعاتی که به دست ما رسیده است مبنی بر این است که همهٔ مردانی که در جنگهای مذهبی غربیها مورد هدف قرار میگیرند از آن دسته مردانی هستند که حتّی اگر جانشان هم در خطر باشد٬ تبدیل نخواهند شد. عوامل غربی با در دست داشتن اطلاعات دقیق که این افراد به هیچ وجه تبدیل نخواهند شد مزاحم فعّالیتهای مذهبی آنان میشوند. از دیدِ دین و مذهب٬ چنین مزاحمتهایی بیهوده به نظر میرسند.

ولی از دید مردان غربی چنین مزاحمتهایی بیهوده به نظر نمیرسند.


از آنجا که من پِی بُرده اَم٬ خانمها طبعاً علاقه مند به مردانی هستند که دلشاد و دلگرم باشند. دلگرمی و دلخوشی مثل آهنربا خانمها را جذب میکند. آنچه که در جنگهای به ظاهر مذهبی که مردان غربی بر علیه مردان خاورمیانه راه میاَندازند مورد هدف است٬ در حقیقت٬ همین اَرکانِ آدمی است٬ نه دین و مذهب. وقتی جنگ سر زنان باشد٬ مردان غربی سعی میکنند شادی و نشاط را از مردان خاورمیانه بگیرند. با انجام این عمل٬ مردان غربی فکر میکنند میتوانند جذّابیت مردان خاورمیانه را پائین بیاورند که فقط خودشان بمانند که کمی جذّابیت دارند. با این کار٬ مردان غربی امیدوار هستند بتوانند خانمهای بیشتری را به بستر خود بکشند. اگر شما علاقهٔ بسیار زیادی به فعّالیتهای مذهبی داشته باشید٬ مردان غربی سعی میکنند جلوی فعّالیتهای مذهبی شما را بگیرند. این روالی است که در فعّالیتهای مردان غربی رایج است: پیدا کنند چه چیزی دل شما را شاد نگه میدارد٬ و سپس سعی کنند آن را از شما بگیرند. یک مرد مذهبی به عشق فعّالیتهای مذهبی از خواب بیدار میشود. اگر نتواند فعّالیتهای مذهبی خود را به انجام برساند٬ غمگین و دِلنِگران خواهد شد. این دقیقاً همان نتیجه ای است که مردان غربی به دنبالش هستند. آنان میخواهند که قوّت قلب را از شما بگیرند. در یک کلام٬ مردان غربی میخواهند مردان ایرانی و مردان دیگر کشورهای خاورمیانه دست به اعمالی بزنند که اصلاً علاقه ای به آنان ندارند. با این عمل٬ مردان غربی سعی دارند زندگی را به مردان خاورمیانه زهر کنند. اگر حالِ آدم از زندگی به هم بخورد و آدم مشغول فعّالیتهایی باشد که از انجام  آنان متنفّر است٬ این حس به هزار شکل خود را نشان میدهد - در رفتار٬ در کردار٬ و حتّی در قیافه. این حس برای خانمها جذّاب نیست. و به همین دلیل است که مردان غربی مزاحم فعّالیتهایِ مذهبیِ مردان مذهبیِ خاورمیانه میشوند.

 برای مثال٬ جهاد را در نظر بگیرید. مردی که جهاد میکند از جان خود گذشته است؛ هیچ تضمینی برای برگشت به خانه نیست. عمل جهاد به تنهایی سند بر عشق و علاقهٔ جهادگر به عمل جهاد است. به همین دلیل٬ مردان غربی مرتّباً مزاحم مردان جهادگر میشوند و سعی میکنند جهادگران را از مقصودشان منصرف سازند. البتّه که مردان غربی این مزاحمتها را به نام مبارزه با تروریست و حفظ امنیّت ملّی انجام میدهند. بهانهٔ مردان غربی این است که جهاد یک نوع فعّالیت تروریستی است و مردان جهاد کننده مردم بیگناه را بدون تبعیض میکشند؛ که تروریستها از خاورمیانه آمادهٔ حمله به کشورهای غربی هستند و اگر عوامل غربی دست به کار نشوند٬ خودشان آسیب خواهند دید. حقیقت این است که مردان غربی اطلاعات دقیقی دربارهٔ اصول جهاد و جهادکنندگان در دست دارند و از نیّت خیر آنان مطّلع هستند. با این وجود٬ مردان غربی با بی-رحمی مردان خاورمیانه را میکشند که به زنانِشان برسند. چندین مورد گذارش شده است که عوامل غربی در عراق پسر-بچّه های ۹ تا ۱۳ ساله را به به بهانهٔ اینکه ممکن است پس از بزرگ شدن به گروههای تروریستی بِپِیوَندند کشته بودند. این مردان غربی٬ با کشتار این پسر-بچّه ها٬ در واقع داشتند سرمایه گذاری برای آیندهٔ خود میکردند. این پسر بچّه ها از صفاتی برخوردار بودند که پس از به بلوغ رسیدن میتوانستند دلِ عدّه ای از دختران را ببرند. از ترس اینکه تعدادی از دختران مالِ مردان دیگری بشوند٬ مردان غربی این پسر بچّه ها را به قتل رساندند. به خاطر داشته باشید که همهٔ این جنایات به نام مبارزه با تروریست توجیف شدند.

نکتهٔ جالبی که اینجا قابل اشاره است حملات عوامل غربی به خانهٔ یک موسیقیدان عرب در یمن است. اطّلاعات به دست من رسیده است که عوامل غربی به خانهٔ یک موسیقیدان عرب در یمن حمله ور شدند و تمام وسایل و ابزار موسیقی او را توقیف کردند. نکتهٔ جالب این داستان این است که این موسیقیدان یک دی جِی بود که به سبک غربی کار میکرد. همهٔ مِلودیهای این دی جِی ملودیهای غربی بودند. با این حال٬ عوامل غربی ابزار موسیقی و همهٔ نُت های او را توقیف کردند. این واقعه ثابت میکند که دعوای غربیها سَرِ مسائل فرهنگی هم نیست. وگرنه که جلوی فعّالیتهای هنری یک موسیقیدانی که به سبک غربی آهنگ میساخت را نمیگرفتند. و این مورد٬ موردِ سوایی نیست؛ همه روزه٬ عوامل غربی سعی میکنند جلوی فعّالیتهای فرهنگی و هنری مردان خاورمیانه را به اتهّام همکاری با عوامل تروریستی بگیرند. بهانهٔ عوامل غربی این است که این هنرمندان از کاریزما٬ صدا٬ ابتکار٬ و محبوبیت خود سو‌ء اسفتاده میکنند که مردم را جذب گروههای تروریستی بکنند. حقیقت این است که آنچه که این هنرمندان جذب خود میکنند دختران جوان است. چه جور میشه دختر جَون رو جذب فعّالیتهای تروریستی کرد؟ یکی جواب این سؤال رو به من بده!

حالا برگردیم سَرِ قُوّتِ قلب و چگونه مردان غربی سعی میکنند دلخوشی و شادی را از مردان خاورمیانه بگیرند. برای خیلی از مردم مذهبی٬ فقط بازدید از امام زاده٬ مسجد٬ و دیگر مکانهای مذهبی کافی است که قوّت قلب پیدا کنند. بازدید از مکانهای مذهبی دل برخی از افراد را شاد میکند. اگر غصّه و یا ناراحتی داشته باشند٬ آنجا برطرف میشود. به همین دلایل٬ تخریب امام زاده ها٬ مساجد٬ و دیگر مکانهای مذهبی از اعمال معمول و رایج در جنگهای مذهبی است که غربیها بر علیهِ جوامع خاورمیانه راه میاَندازند. به علاوه٬ عدم وجود مکانهای مقدّس و مذهبی امکان دارد فعّالیتهای مذهبیِ خانمها را هم کاهش دهد. کاهش در رفت و آمد در مکانهای مذهبی و فعّالیتهای مذهبیِ مربوطه٬ در عوض٬ ممکن است اعتقادات مذهبی را هم ضعیف سازد. همانطور که اشاره کردم٬ اعتقادات مذهبی خانمها ممکن است مانع روابط جنسی آنان با مردان غربی شود. این یکی از مهمترین دلایلی است که مردان غربی سعی میکنند ایمان مردم خاورمیانه را نسبت به مذهب٬ رهبران مذهبی٬ و حتّی پیغمبران و امامان ضعیف سازند.  

قابل توجّه است که مزاحمتها و فشارهای مذهبی اشاره شده در این مقاله محدود به جنگهای مذهبی که مردان غربی بر علیه جوامع خاورمیانه راه اندازی میکنند نیستند. مردان غربی چنین مزاحمتهایی را برای مردان جامعهٔ مذهبی خود هم به وجود میآورند. همانطور که قبلاً اشاره کردم٬ تمام اختلافات در جوامع غربی سَرِ زنان هستند. چندین مورد به من گزارش شده  که یک فرد فوق العاده مذهبی از کلیسای خود طرد شده . این مردان, عاشق فعّالیتهای مذهبی خود بودند و فقط حاضر شدن در کلیسا به آنان قوّت قلب میداد. رهبرانِ کلیسا تحمّل دیدن دلگرمی این مردان - که نظرِ خانمهای جوان را جلب خود میکردند- را نداشتند. به دلیلِ رقابت جنسی و عشقی٬ رهبران کلیسا این مردان را از فعّالیتهای محبوبشان محروم میکردند که منبع دلگرمی را از آنان بگیرند. در برخی از موارد٬ ترد شدن فرد به طور کامل از جامعهٔ مذهبی گزارش شده است. در این صورت٬ آن فرد دیگر فرصت آشنایی با خانمهای جوان جامعه را نخواهد داشت. این نوع فساد در خیلی از جوامع مذهبی که از شرق منشأ گرفته اند و خود را به غرب رسانده اند هم شیوع پیدا کرده است.

 

 

 

قادر قوتی

برچسب ها : جنگهای مذهبی,کشمکشهای مذهبی,عدالت,

تخریب آثار باستانی٬ فرهنگی٬ و هنری ایران توسّط عوامل غربی

نوشته شده در 21 / 3 / 1394 ساعت 01:17 توسط قادر قوّتی

یکی از برنامه هایی که عوامل KKK و دیگر جوامعِ مخفیِ غربی برای ایران دارند تخریب آثار فرهنگی٬ هنری٬ و تاریخی است.همانطور که در مقالات این بلاگ شرح دادم٬ عدّه ای از مردان غربی - با اصلیت غیر ایرانی - بر صدد انحصار زنان و دختران زیبا و جوان ایرانی برآمده اند. در هرمقاله٬ من تعدادی از برنامه ها و انگیزه های این مردان متجاوز را مورد بحث و بررسی قرار داده ام.  در این مقاله قصد دارم تخریب آثار فرهنگی٬ هنری٬ و تاریخی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهم. 

ممکن است این سؤال مطرح شود که آثار فرهنگی و هنری چه ربطی میتوانند به زنان و روابط جنسی داشته باشند. از اینجا شروع میکنم که سطح تمدّنِ یک مرد تأثیر قابل ملاحظه ای بر نظری دارد که خانمی نسبت به او خواهد داشت. خانمها به تمدّن مردان نگاه میکنند و با توجّه به آن تصمیم میگیرند که چه نوع رابطه ای را با کدام مرد داشته باشند. آثار فرهنگی٬ هنری٬ و تاریخی تمدّنِ یک ملّت را نشان میدهند؛ آثار باستانی٬ فرهنگی٬ و هنری٬ در واقع٬ تمدّن مردانِ یک ملّت را نشان میدهند. اوّلا که اکثر آثار فرهنگی و هنری را مردان تولید میکنند.  دوّماً٬ اگر ملّتی تمدّن و پیشرفت بالایی داشته باشند٬ پس مردانشان هم تمدّن و پیشرفت بالایی دارند. به همین دلیل٬ وقتی گروههای غربی جنگ سرد یا گرم برعلیه ایران راه میاَندازند٬ آثار فرهنگی و هنری را حتماً مورد هدف قرار خواهند داد.

البتّه که نمیشود توقّع داشت که مردان غربی حقیقت را به شما بگویند و در انگیزه ها و اهداف خود با شما روراست باشند؛ نمیشود توقّع داشت که مردان غربی اعتراف کنند که دِلِشان برای خانمهای ایرانی لَک زده و به همین دلیل میخواهند مردان ایرانی را به عنوان ملّتِ پس-رفته و عقب-اُفتاده جلوه دهند - به امید اینکه خانمهای ایرانی مردان غربی  را به مردان ایرانی ترجیح دهند. برای به انجام رساندن اعمال جنایی٬ مردان غربی همیشه مسائل سیاسی و یا مذهبی را بهانه قرار خواهند داد. مردان غربی همیشه بهانه های متقاعد-کننده ای را برای تخریب آثار فرهنگی٬ هنری٬ و باستانیِ ایران خواهند آورد. بهانهٔ کنونی این است که خیلی از آثار فرهنگی و هنریِ ایران افکار و عقاید بسیجی و آخوندی را به همراه دارند و چنین عقایدی را در مردم زنده نگه خواهند داشت. در نتیجه، برای جلوگیری از تکرار مشکلات قدیم، پس از سقوط دولت کنونی و بیرون انداختن ملّاها، باید تمام آثار فرهنگی و هنری که در زمان ملّاها ساخته شده بودند را جمع-آوری کرد یا از بین برد. حقیقت این است که هیچکسی در دنیای غربی مشکلی با آخوندها و بسیجیها ندارد. تنها چیزی که عدّه ای از مردان غربی به دنبالش هستند خانمهای زیبا و جوان است. دعوا سَرِ زناست٬ نه سر ایدئولوژی. اگر هم کسی مشکلی با ملّاها داشته باشد٬ حتماً ربطی به انحصار زنان ایرانی توسّط مردان غربی دارد.

 

 

 

قادر قوتی

برچسب ها : تخریب آثار هنری,تخریب آثار باستانی,عدالت,فرهنگ کُشی,حقوق مردان,

واسه دختربازا

نوشته شده در 21 / 3 / 1394 ساعت 12:45 توسط قادر قوّتی

برا هر کی که میخاد تو دختربازی ماهرتر بشه، یه توصیه دارم که چند برابر میندازَتِش جلو:

هرچی کتاب، مجلّه، فیلم، مقاله، یا برنامه آموزشی درمورد سِکس، روابط، یا عشق و عاشقی از غرب دارید رو بندازید سطل آشقال. اینو جدّی میگم. میدونید چرا؟

چون آثار هنری در کشورهای غربی برای گمراه کردن مردان ساخته میشوند.

روانشناسان و محقّقان خصوصی به این نتیجه رسیدند که تمام جنگ و دعواها در کشورهای غربی سَرِ زنان هستند. یعنی زندگیِ غربی یک سری اختلافات بین مردها سر زناست. در نتیجه، نمیتونید توقّع داشته باشید که کسی بِخاد در این زمینه راستِش رو به شما بِگه.

 تمام فیلمها، کتابها، مجلّات، مقالات اینترنتی، و حتّی‌‌ برنامه های آموزشی که برای مردها ساخته میشوند فقط یک هدف دارند: راه غلط را جلوی پای مردان بگذارند که مردان نتوانند زنان و دختران را جذب خود کنند. در نتیجه، زنان بیشتری برای خودشان بمانند.

البتّه اینَم بِگم که استثناش وجود داره. ولی اونا خصوصی کار میکنند. صدا و سیما و نشریات عمومی کارِشون فقط فریب دادن مرداست.

 تجربه به من اینو میگه که خیلی ازین آبزیرکاهها که پشتِ این جنایات هستند شمر تشریف دارند؛ یعنی نمیخان یه زن هم به هیچ مرد دیگری برسه. بازی، بازیِ یه نفر هَمَرو بِبَرَس. حالا یه وقت فکرهای مسخره نکنینا! من منظورم این نیست که اینجا هیشکی دوست دختر نداره یا از سِکس خبری نیست؛ من دارم از ذهنیتِ این احمقها حرف میزنم. از طرف دیگه، همه یکی رو دارند. ولی کمتر زن و دختری پیدا میشه که عاشق شوهر یا دوست پسرش باشه. خیلی از خانمهای غربی به این نتیجه رسیدند که مرد ایدآلشون به این زودیها پیدا نمیشه. پس با بهترین مردی که پیدا میشه سر میکنند و به امید روزی هستند که مرد بهتری پیدا بشه. به علاوه٬ خیلی از زنها اینجا در کنار شوهرشون یه معشوقه هم دارند. موقع عشق و حال که میشه میرَن پیشِ اون. حالا حدس بزنین اونا کی هستنند که با زن مردم میخوابند؟

همون کلّه-گنده هایی که گولشون زدند.

ختم کلام: هیچکدوم از اون چیزهایی که در فیلمها٬ سریالها٬ و مجلّات غربی نِشون میدَن و میگَن، تو واقعیّت اتّفاق نمیُفته. پس هَمَشو بِریز سطل آشقال، چون اَرا جیفه.

 

 

قادر قوتی 

برچسب ها : تعلیم به آقایان,دختربازی,زن بازی,بحثهای جنسی,حقوق مردان,عدالت,

برنامه های ماهواره احساس کمبود در مردان ایجاد میکنند

نوشته شده در 21 / 3 / 1394 ساعت 12:31 توسط قادر قوّتی

وجه مشترکی بین اکثر برنامه های ماهواره که  برایِ مخاطبینِ ایرانی پخش میشوند قابل مشاهده است.  این وجه مشترک این است که برنامه های ماهواره سعی میکنند احساسِ کمبود در مردان ایجاد کنند.  شبکه های خبری که به ظاهر قصد کمک به ملّت ایرانی را دارند و ایرانیان را از صنعت و تکنولوژیِ غربی مطّلع میسازند، در حقیقت برنامه های دیگری را پُشتِ پرده در سر دارند.  این شبکه های ماهواره ای اصلاٌ قصد کمک کردن به مردم ایرانی را ندارند.  

برایِ توضیح کامل، تبلیغ برای آیپَد (iPad) را در نظر بگیرید.  چند سال پیش، پس از ورود آیپَد به بازارهای امریکا، در همان زمان که ایران در تحریم بود، تبلیغات بسیاری در شبکه های ماهواره ای برایِ آیپَد پخش میشد. این تبلیغات از منافع و کابریِ آسودهٔ این تکنولوژیِ جدید تعریف میکردند.  تعریفات از آیپَد به حدّی بود که انگار اگر کسی این دستگاه را نداشت، چیزی را از دست داده بود؛ انگار اگر کسی آیپد نداشت، عقب اُفتاده بود. تبلیغاتِ آیپد وانمود میکردند که تمام کشورهای پیشرفته (علی الخصوص امریکا) استفاده از این دستگاه را همگانی کرده اند و، در نتیجه، هر شخصی که میخواهد متعلّق به مردم مُدِرن و پیشرفته باشد، باید صاحب این دستگاه هم باشد. به علاوه، تبلیغات برای آیپد طوری وانمود میکردند که اگر آیپد نباشد، همهٔ کارها لَنگ میماند. حقیقت این است که حتّی تا به امروز هم استفاده از آیپد محبوبیت چندانی در امریکا ندارد. تَبلِتهایِ اَندروید(Android) و ویندوز   (Windows) از محبوبیت بیشتری برخوردار هستند. حتّی در آن زمان هم تَبلِتهایِ اَندروید کاربرهای بیشتری داشتند. پس چرا شبکه های ماهواره این قدر تبلیغ برای آیپد میکردند؟ هیچ برنامه نویسی نمیتواند برای آیپد برنامه بنویسد. فقط نرم افزارهایی که شرکت اَپِل (Apple) ساخته است قابل استفاده هستند. در عوض، هر برنامه نویسی میتواند برای ویندوز و اندروید برنامه بنوسید. به علاوه، نرم افزارهای اندروید و ویندوز قابل کُپی کردن میباشند. برنامه های ویندوز و اندروید را حتّی میشود به طور رایگان به دست آورد. ولی چنین کارهایی با نرم افزارهای آیپد امکان-پذیر نیستند. برنامه های آیپد قابل کپی کردن هم نیستند.  تنها راه برای  دریافت برنامه های آیپد خریداریِ نرم افزارها از وبسایت اَپِل است. این کار هم به قیمت گرانی تمام میشود که برای اکثر مردم مقیم امریکا هم صرف نمیکند.  

 پس چرا تبلیغ برای آیپد؟ به خاطر داشته باشید که ایران در آن زمان در تحریم بود. ورود آیپد به ایران بستگی به باز کردن یک نمایندگیِ شرکت اَپِل در ایران داشت. با وجود اختلافات سیاسی ایران و امریکا٬ در آن زمان٬ چنین کاری امکان-ناپذیر به نظر میرسیدتحقیقاتِ آن زمان ثابت کرده بود که آقای احمدی نژاد با شروط امریکا موافقت نخواهند کرد. در عوض، نمونه های اندروید - مثل گَلِکسیِ سامسونگ        (Samsung Galaxy) وارد بازارهای ایران شده بودند. اگر این شبکه های ماهواره  واقعاً قصد راهنمایی کردن مردم را داشتند، چرا در مورد مزایا و کاربریِ این تبلتها بحثی نمیکردند؟  

حقیقت این است که شبکه های ماهواره قصد کمک کردن به مخاطبین ایرانی را ندارند. اکثر شبکه های ماهواره توسّط کلّه-گنده های غربی و عوامل جوامعِ مخفیِ غربی اِسپانسِر میشوند. این شبکه ها خرج دارند. خرج و مخارج در کشورهای غربی بالا است. تمام کارمندان این شبکات مقیم کشورهای غربی هستند و در مقابل کاری که انجام میدهند حقوق میخواهند. مخارج دستگاهها، کرایهٔ دفتر، قبض آب، تلفن، گاز، برق، و غیره را هم به اینها اضافه کنید.  

این پول از کجا میآید؟ چرا این تشکیلات پول خود را خرج مردم ایرانی که دشمن رسمیِ خود میدانند میکنند؟ 

 جوامع مخفیِ غربی این شبکه های ماهواره را به کار میگذارند که از طریق آنان بتوانند در ایران نفوذ کنند. نقش این شبکه ها در سیاست غربی 'آدم سازی' است. شبکه های ماهواره سعی میکنند افکار و احساسات مردم را به شکلی تغییر دهند که عوامل غربی هر چه که خواستند را بتوانند از ایرانیان بگیرند و هر کاری که خواستند را بتوانند با ایرانیان بکنند. در واقع، شبکه های ماهواره کارخانه-جاتِ آدم-سازی هستند.  

حالا برگردیم سَرِ آیپد. چرا تبلیغ برایِ آیپد و نه برایِ اندروید؟ اصلاٌ، تبلیغ برای آیپد بیهوده به نظر میرسد. ولی از دید جوامع مخفیِ غربی این تبلیغات بیهوده نیست. این عوامل سعی دارند احساسِ کمبود در مردانِ ایرانی ایجاد کنند. هدف از این تبلیغات ایجاد حِسّی در مردان ایرانی است که چیزی را کم دارند. هدف از این تبلیغات ایجاد حِسّی در مردان ایرانی است که دارد اتّفاقاتی در دنیا میاُفتد که مردان ایرانی از آنان بی-خبر هستند. هدف از این تبلیغات ایجاد حِسّی در مردان ایرانی است که پیشرفتهایی در دنیا وجود دارند که مردان ایرانی با آنان در تماس نیستند. هدف از این تبلیغات ایجاد حِسّی در مردان ایرانی است که  عقب اُفتاده اند. در شبکه های ماهواره٬ مرتّباٌ کاربردهایی از این شِگِرد مشاهده میشود. محصولات گران-قیمت برای مخاطبینی که تواناییِ تقبّل آنان را ندارند به نمایش گذاشته میشوند. طرّاحان این آگهیهای بازرگانی در اطّلاع هستند که افرادی که در آن روز و ساعت٬ آن برنامه های تلویزیونی را تماشا میکنند از طبقاتی تیستند که تواناییِ تقبّل چنین کالاهایی را داشته باشند. با این حال٬ آگهیهای چنین محصولات گران-قیمتی را برای چنین مخاطبینی پخش میکنند. در یک کلام، عوامل غربی قصد دارند این حس را در مردان ایرانی ایجاد کنند: 'ندار.'  

و مردی که احساس نداری و کمبود کند، جذّابیتی برای خانمها ندارد.  این یک واقعیت است. خانمها هیچ احساسی برای مردی که احساس کمبود کند پیدا نمیکنند.  و این دقیقاٌ همان چیزی است که عوامل غربی میخواهند. عوامل غربی میخواهند که هیچ مرد ایرانی نتواند زنی را جذبِ خود کند. از این طریق٬ عوامل غربی سعی دارند حد اکثر خانمهایِ ممکن را برای خود نگه دارند.  البتّه من مطّلع هستم که عوامل غربی هنوز نفوذ خاصّی در ایران ندارند. ولی این برنامه ها در جوامع ایرانیِ خارج از ایران پیاده شده اند. در ایران هم سرمایه گذاریِ بسیار زیادی از جانب عوامل غربی وجود دارد که دولت کنونیِ ایران را براندازند و ایجاد هرج و مرج بکنند. عوامل غربی بر این باور هستند که اگر پس از برانداختن دولت کنونی٬ به اندازهٔ کافی نفت از ایران استخراج شود و ایجاد فقر شود٬ خانمهای ایرانی مجبور میشوند برای سیر کردن شکم خود و بقا یافتن٬ از مردان غربی بچّه-دار شوند.

انگیزهٔ نهایی برای تمام فعّالیتهای به ظاهر سیاسی٬ مذهبی٬ و اقتصادی دسترسیِ مطلق و خصوصی به همهٔ خانمهای جوان و مناسب برای بارداری است. مردان غربی قصد دارند اولاد بسیار زیادی را از طریق خانمهای ایرانی از خود به جا بگذارند.

یک نکتهٔ دیگر را هم در نظر داشته باشید: از دید یک جانورشِناس٬ برای اینکه جفُت-گیری بین دو جانور صورت بگیرد٬ نر و مادّه هر دو به دنبال نصفهٔ گمگشته هستند. انسانها٬ مثل اکثر جانوران دیگر٬ به تنهایی نمیتوانند تولیدِ مثل کنند. در اینجا٬ برای تفکیک کردن انگیزهٔ مردان غربی٬ میخواهم ذهنیت و طرز فکر این مردان را برای شما روشن کنم. مردانی که قصد نفوذ در جوامع ایرانی را دارند از آدمهای تحصیل کرده هستند. در اینجا وقت کافی موجود نیست که درس زیست-شناسی به شما بدهم؛ ولی٬ در خلاصه٬ انسانها٬ برای تولید مثل٬ به جُفت نیاز دارند. این جفت باید حامل تکّه ای باشد که آن موجود ندارد. این عِلمِ جفت-گیری است. تمام برنامه های ماهواره٬ فیلمهای هالیوود٬ کتابهای سرگرمی٬ و خیلی از آثار ادبی٬ هنری٬ و حتّی علمی که از کشورهای غربی میآیند قصد ثابت کردن به خانمهای ایرانی را دارند که مردان غربی دارایِ آن تکّهٔ گمگشته هستند٬ نه مردان ایرانی. این برنامه ها٬ در واقع٬ احساس کمبود در زنان هم ایجاد میکنند. با ایجاد کردن احساس کمبود در زنانِ ایرانی٬ به زنان تلقین میکنند که آنچه که شما کم دارید تکنولوژیِ صنعتیِ غربی است - و این تکنولوژی را فقط آقایان غربی دارند٬ نه آقایان ایرانی. به زبانی دیگر: شما چیزی را کم دارید؛ آن چیز تکنولوژیِ صنعتیِ غربی است؛ مردان غربی دارای آن چیز هستند - پس با مردان غربی رابطه کنید. به خاطر داشته باشید که طبیعت انسانها٬ مثل همهٔ حیوانات دیگر٬ طوری به وجود آمده است که انسانها ناخودآگاه معیارهایی را برای پیدا کردن این جفت در مغز خود دارند. این معیارها - که نشان دهندهٔ مناسب بودن جنس مخالف برای جفت گیری هستند - مادرزادی هستند و نیازی به دست-کاریِ بشر ندارند. ولی عوامل غربی٬ برای مثبت ساختن نظر خانمهای ایرانی نسبت به خود٬ سعی دارند این معیارها را با تکنولوژیِ خود تغییر دهند. برای نمونه، عوامل غربی با استفاده از آخرین دست-آوردها از علوم روانشناسی و ارتباطات سعی میکنند زنان و دختران ایرانی را متقاعد کنند که هیچ چیزی به جزء پول و تکنولوژی صنعتی باعث خوشبختی آدمها نمیشود. این به این دلیل است که مردان غربی هیچ چیز به جزء پول و تکنولوژی صنعتی ندارند که در رقابت آنان را از مردان ایرانی جلو بیاندازد.

 

 

 

 

قادر قوتی

برچسب ها : شبکه های ماهواره,برنامه های ماهواره,پراپگندا,پُراپُگندا,پراپوگندا,

جذّابترین مردان دنیا

نوشته شده در 21 / 3 / 1394 ساعت 12:21 توسط قادر قوّتی

وقتی میگم همهٔ دعواهای غربیها فقط سر زناست، فقط یه طرف قضیه اینه که بعضی از جوامع مخفی غربی دنبال زن و دخترهای ایرونی هستند. یه طرف دیگهٔ قضیه خانمهای غربی هستند. آقایون غربی میخوان دست مردان ایرونی به خانومهایِ غربی نَرِسه.

ممکنه اینو باور نکنین؛ ولی مردان ایرونی پاش اُفتاده کَلِ مردان غربی رو تو مردی و مردانگی خوابوندند. بر خلاف افکار محبوب غربی، من باورم اینه که خانمهای غربی از صفات مردونه خوششون میاد. 

سَرِ همین هم هست که عوامل غربی خیلی سعی میکنند ملت ایرونی رو از غربیها سوا کنند و یا قدرت ایرانیان را از آنان بگیرند.

 تازه، تو سیاست غربی لات-بازی هم زیاده. بعضیاشون دری-وری به مردهای ایرونی میگن و اَلَکی اَلَم شنگه درست میکنند که جلوی زناشون خودنمایی کنند.

 

 

 

قادر قوّتی

برچسب ها : مردان ایران,مرد ایرانی,مردان ایرانی,

آیا همهٔ دختران غربی خوشگل هستند؟

نوشته شده در 21 / 3 / 1394 ساعت 12:16 توسط قادر قوّتی

من روال جالبی را در سیستم مهاجرتیِ امریکا و دیگر کشورهای غربی مشاهده کردم: همهٔ ایرانیانی که به این کشورها مهاجرت میکنند در مناطق خاصّی مستقر میشوند. ایرانیان در همهٔ  مناطقِ این کشورها پراکنده نیستند. اگر قصد مهاجرت به یکی از کشورهای غربی را داشته باشید، قابل پیش بینی است که در چه مناطقی مستقر خواهید شد. اوّلاً، سیستمهایِ مهاجرتیِ این کشورها به شکلی طرّاحی    شده اند که در همان ناحیه ای که آشنایِ شما سکونت دارد مستقر خواهید شد. در تنیجه، همهٔ ایرانیانِ مقیمِ این کشورها  در مناطق خاصّی ساکن هستند. ساکنینِ این مناطق از طبقات بالا (ثروتمند) هستند.  این روال در مورد تمام کانالهای مهاجرتی (پناهندگی، سرمایه گذاری، تحصیلی، خانوادگی، و غیره) صدق میکند.   

در کنارِ این، من رَوَند دیگری را در امریکا و دیگر کشورهای غربی مشاهده کردم: دخترهای خوشگل به مناطق پولدار-نشین مهاجرت میکنند، به امید اینکه با مرد ثروتمندی آشنا شوند. خیلی از مردم غربی فکر میکنند پول باعث خوشبختیِ آدمها میشود.  همچنین، صدا و سیمایِ غرب مرتّباً سعی میکند دختران را متقاعد کند که اخلاق و رفتار شایسته فقط از مردان ثروتمند امکان- پذیر است. به همین دلایل، دخترهای خوشگل به این مناطق مهاجرت میکنند که با مرد پولداری آشنا شوند - و، احتمالاً، ازدواج کنند.  این تفکّر باعث شده است که تناسب بین دختران خوشگل و دخترانِ نه-چندان-خوشگل در این مناطق به هم بریزد. در مناطق ثروتمند درصد بالایی از زنان و دختران زیبا هستند. از طرفی دیگر، در مناطق فقیر-نشین و طبقاتِ کارگر دختر خوشگل کم پیدا میشود. این اتّفاق موجب نفرت بسیار زیادی از طرف مردان از طبقاتِ پائین نسبت به آقایان از طبقاتِ بالاتر شده است.  

روند دیگری که من در این کشورها مشاهده کردم این است که عوامل جوامعِ مخفیِ غربی (مثل KKK) از تمام ابزار و شیوه هایِ موجود استفاده میکنند که ایرانیان را از بازدید به این مناطقِ فقیر-نشین - و خیلی  دیگر از نواحیِ طبقات متوسّط  - منصرف کنند. در امریکا، مرتّباً شایعاتی به گوش میرسند که اگر سفیدپوستی پا به محلّات سیاه-پوست بگذارد، با شِلّیکِ گلوله کشته خواهد شد. این شایعات مدّعی بر این هستند که سیاهپوستان امریکایی (که از نوادگانِ بردگانِ سفیدپوستان هستند) کینهٔ بردگی را سَرِ هر سفیدپوستی که قدم به محلّاتشان بگذارد خالی میکنند.  البتّه، منظور من این نیست که کینه و بد-دلی وجود ندارد یا تا حالا هیچ سیاه-پوستی سفیدپوستی را نکشته است. در امریکا نژادپرستی زیاد است؛ تبعیض نژادی زیاد است؛ و سوا کردن جمعیتِ سیاه-پوست از سفیدپوست وجود دارد. ولی این خیلی کم اتّفاق افتاده است که سفیدپوستی پا به مناطق سیاه-پوست گذاشته باشد و درجا با گلوله کشته شده باشد. نکتهٔ جالب دیگر این است خیلی از مناطقی که پخش-کنندگان این شایعات سعی میکنند من و شما را از بازدید از آنان منصرف کنند اصلاً جمعیت سیاه-پوست ندارند! ساکنین خیلی از این مناطق از نژادهای مغولی، سرخ-پوست، و دیگر نژادهای بد-ترکیب هستند. 

من دوستانی دارم که سالها است که در برخی از این مناطق زندگی میکنند. با اینکه زندگی برای این دوستان ایدآل نیست، تا حالا نشنیدم کسی در قدم اوّل با گلوله خلاص شده باشد. اختلافات، اعتیاد، خلاف-کاری، و فساد در این مناطق غوغا میکنند؛ ولی این ارکان وجه مشترک بینِ تمام جوامعِ غربی هستند.

پس چرا عوامل جوامع مخفیِ غربی سعی میکنند از ورود ایرانیان به این مناطق جلوگیری کنند؟

این عوامل سعی دارند حقیقتی را از ایرانیان پنهان کنند. در نگاه اوّل، به نظر میرسد که این عوامل قصد پنهان کردن 'فقر در جوامع غربی' را از ایرانیان دارند. البتّه، خیلی از مناطق شایعه شده  فقیر-نشین هم هستند.

ولی برخی از این مناطق از طبقات متوسّط و حتّی متوسّط-رو-به-بالا هستند.

پس نقطهٔ مشترک بین این مناطق چیست؟

چه چیزی را عوامل جوامع مخفیِ غربی سعی دارند از ایرانیان مخفی کنند؟

جواب 'زنان و دخترانِ بیریخت' است.

دختر خوشگل در این مناطق کم پیدا میشود. در برخی از این مناطق، دختر خوشگل اصلاٌ پیدا نمیشود؛ همهٔ دختران خوشگلِ این مناطق به نواحیِ پولدار-نشین کوچ کرده اند. و به خاطر داشته باشید که اکثر نواحیِ امریکا و دیگر کشورهای غربی از این نوع مناطق هستند. با محدود کردن ایرانیان در مناطقی که حاویِ دخترهای خوشگل هستند -  در  نتیجه، مخفی کردن  زنان و دختران بیریخت - عوامل جوامع مخفیِ غربی قصد دارند بین ایرانیان شایعه کنند که همهٔ زنان و دختران غربی خوشگل هستند - و، درنتیجه، غیر ممکن است که مردان غربی دنبال خانمهای ایرانی باشند. پس شَک نکنید وقتی میگَم دعوایِ غربیها سَرِ زَناست.

دعوا سر خانمهای ایرونیه.

 

 

 

 قادر قوّتی

برچسب ها : دختران در غرب,زنان غربی,دختران غربی,زنان در غرب,

آخرین مطالب ارسالی

» فقط نتیجهٔ تحقیقات است که اهمّیت دارد
» خَلّاقیت
» دختر مجرّد یا زن شوهردار؟
» دوست دخترِ قُلّابی
» مقام
» نبرد بر علیه پیرمرد
» با خدا یا با شیطان؟
» نتیجهٔ همکاری با عوامل غربی
» همش سر زناست
» یک عامل که آقایان غربی را به سمت خانمهای ایرانی کشانده
» از عِلم به عشق
» علّت پذیرش پناهندگان به کشورهای غربی
» ماجرای حقیقی کشتی تایتانیک و تکرار آن برای مهاجرین ایرانی
» آیا اینترنت مکان مناسبی برای کسب و پخش اطّلاعات است؟‎
» جنگهای فرهنگی و مذهبی که غربیها راه اندازی میکنند همه سر زنان هستند
» تخریب آثار باستانی٬ فرهنگی٬ و هنری ایران توسّط عوامل غربی
» واسه دختربازا
» برنامه های ماهواره احساس کمبود در مردان ایجاد میکنند
» جذّابترین مردان دنیا
» آیا همهٔ دختران غربی خوشگل هستند؟
» شایعات دربارهٔ خانمهای ایرانی
» چرا بانوان در مدیریت٬ نظامت٬ و رهبری؟
» تشکیل دولت جدید در ایران